درمان اختلالات سایکوسوماتیک یا روان تنی
آیا برای شما هم پیش آمده که دلیل مشکلات جسمانی خود را حتی بعد از مراجعه به پزشکان مختلف متوجه نشوید؟
آیا پزشکان مختلفی شما را ویزیت کرده اند اما بهبودی حاصل نشده است؟
ممکن است قبول این موضوع برای شما مشکل باشد، اما بسیاری از دردهای مزمن و بیماری های پزشکی، منشأ کاملا روانی دارند.
بسیاری از علائم بدنی مانند ترش کردن معده، کمر دردهای مزمن، مشکلات پوستی و یا سردردهای میگرنی شما ممکن است منشأ روانی داشته باشند.
در این مقاله کلینیک حال خوب من شما را با اختلال روان تنی (سایکوسوماتیک) و روش درمان آن آشنا میکند.
اختلال روان تنی (سایکوسوماتیک) چیست؟
اختلال روان تنی به بیماری ها و دردهای جسمی اشاره دارد که در واقع ریشه و منشا روانی دارند.
در سال ۱۹۸۱ فردی به نام ماریس گدمن در یک سانحه هوایی از قسمت ستون فقرات و دیافراگم آسیب جدی دید. تنها حرکتی که او می توانست انجام دهد، پلک زدن بود. اما پس از گذشت چند روز وضعیت او پزشکان را متعجب کرد ؛ وی بدون نیاز به دستگاه تنفسی شروع به نفس کشیدن کرد زیرا توانسته بود دیافراگمش را درمان کند. از طرفی ستون مهره ها بازسازی شده بود و او می توانست دست و پاهایش را حرکت دهد. بله ! ماریس از قدرت ذهن خود برای درمان استفاده کرده بود.
البته منظور این نیست که فقط علل روانی در به وجود آوردن این اختلالات دخالت دارند بلکه عوامل دیگری هم دخالت داشته منتهی عوامل روانی به صورت عوامل تسریع کننده یا کاتالیزور عمل می کنند.
شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد، مدت و شاید حتی وقوع این نوع بیماریها میتواند تحت تأثیر حالتهای روانی مبتلایان به آنها قرار گیرد. چنین اختلالی، اختلال روانتنی یا اختلال سایکوسوماتیک یا اختلال پسیکوسوماتیک نام دارد و به صورت اختلال بدنی
که تحت تأثیر ذهن قرار دارد یا در شدیدترین حالت، توسط ذهن ایجاد میشود، تعریف شده است بیماریهای روانتنی(سایکوسوماتیک) به مشکلاتی گفته میشود که با نشانههای بیماریهای بدنی شروع میشود و جسم را درگیر میکند اما منشا اصلی آنها مشکلات روانی است.
در آسم حق تقدم با آلرژی است و در دیابت حق تقدم با عامل ارثی است و در تبخال یک عامل ویروسی، اما در این بیماری ها عوامل روانی، کاتالیزور هستند. (منظور از کاتالیزور چیزی است که در فعل و انفعالات شیمیایی مستقیما وارد نمی شوند ولی اثر تشدیدکننده دارند.) کاتالیزورهای مهم در بدن انسان ویتامین ها هستند. ویتامین ها دسته ششم غذاها می باشند که سوخت و ساز و یا متابولیسم را در بدن به راه می اندازند. اگر به کسی فقط ویتامین داده شود زنده نخواهد ماند اما بدون ویتامین هم انسان قادر به ادامه زندگی نیست. بنابراین همان نقشی را که ویتامین ها در بدن ایفا می کنند، علل روانی در ایجاد بیماری های سایکوسوماتیک دارند.
اختلالات روان تنی به طور ناگهانی به وجود نمی آیند بلکه ابتدا توسط نشانه هایی مثل استفراغ، تپش قلب و رنگ پریدگی ظاهر شده و استرس ها و ضربه های روحی به طور تدریجی روی فرد تأثیر می گذارند و اثر تجمعی آنها سبب بروز بیماری های سایکوسوماتیک می شوند…
پیر بریکه پزشک فرانسوی در سال ۱۸۹۵ متوجه شد که عده ای از بیمارانی که به او مراجعه میکنند فهرست بی پایانی از شکایت های جسمانی دارند که علت پزشکی مشخصی ندارند.
با وجود یافته های منفی بریکه از لحاظ وجود مشکلات فیزیولوژیک، این بیماران کمی بعد با همان شکایت ها یا شکایت های کمی متفاوت برمیگشتند.
بنابراین وی سندرمی را شناسایی کرد که طی آن بیماران با علائم پزشکی دست و پنجه نرم میکردند که علت بدنی نداشتند.
سالها به این اختلال “سندرم بریکه” میگفتند اما حالا این سندرم با نام اختلال نشانه بدن(Somatic Symptom Disorder) شناخته میشود.
کلمه سایکو سوماتیک( psychosomatic (روان تنی از دو واژه مختلف گرفته شده است. ” سایک psyche ” به معنی ذهن و ” سوما soma ” به معنی بدن. بنابراین یک اختلال سایکوسوماتیک (روان تنی) با علائم فیزیکی ای مشخص می شود که هیچ دلیل پزشکی ای نمی توان برای آن پیدا کرد.
“راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی” توضیح می دهد که سوماتو فورم somatoform اختلال شبه جسمی اختلالاتی هستند که مشخصه آن ها ” وقوع یک یا چند درد بدنی و جسمانی است که پس از ارزیابی پزشکی مناسب مشخص می شود هیچ توضیح آسیب شناسی فیزیکی physical pathology یا مکانیسم پاتوفیزیولوژیک pathophysiologic mechanism برای آن وجو د ندارد یا هنگامی که آسیب پاتولوژی وجود داشته باشد، شکایت جسمی یا نتیجه اختلال است یا بیشتر از آنچه در یافته های فیزیکی انتظارش را داریم“.
somatoform disorder= Somatic symptom disorder=SSD : نوعی اختلال شبه جسمی است که با علائم جسمانی متعدد، از جمله درد تشخیص داده می شود.
انواع اختلال سوماتو فورم (somatoform disorder ):
- اختلال تبدیلی Conversion disorder
- اختلال جسمانی somatization disorder
- اختلال اضطراب بیماری illness anxiety disorder
- اختلال بد شکلی بدن body dysmorphic disorder
- اختلال علایم جسمانی تمایز نیافته undifferentiated somatic symptom disorder
1.اختلال تبدیلی
در بسیاری از موارد اختلال روانتنی به صورت دردهای مزمن و شدید در بدن فرد بروز پیدا میکند که در اثر فشارهای روحی ایجاد شده است. به این ترتیب حالات روحی فرد روی کاهش یا افزایش این دردهای مزمن نقش کلیدی ایفا میکنند.
مطالعات انجام شده نشان میدهد که در بسیاری از افراد افسردگی با دردهای مزمنی در نواحی مختلف بدن همراه است. این دردها با بهبود حالات روحی فرد معمولا کمتر میشوند، اما در حالت کلی بهبود اختلالات روانتنی اندکی زمانبر هستند.
- اختلال هیپوکندریا
افرادی که به این نوع از اختلال سایکوسوماتیک به نام خودبیمارانگاری یا هیپوکندریا مبتلا هستند، هر درد کوچکی را به یک بیماری سخت و صعبالعلاج نسبت میدهند. هر چند نشانههای چندانی از این بیماریها در آنها وجود نداشته باشد.
- اختلال سایبر کندریا
سایبر کندریا در حقیقت نوعی تلقین است. به این ترتیب که فرد با مطالعه و آگاهی از نشانههای یک بیماری، به خود تلقین میکند که این نشانهها را دارد. به این ترتیب تصور میکند که به این بیماری دچار شده است. با تصور بیماری و افزایش اضطراب نیز معمولا نشانهها بیشتر میشوند و فرد را دچار این اختلال میکنند.
هر چند در حالت کلی کسب اطلاعات و داشتن آگاهی در مورد بیماریهای مختلف در بسیاری از موارد میتواند مفید باشد. اما عدم استفاده صحیح از دانش میتواند در بلند مدت برای این گروه از افراد مشکل ساز شود.
- اختلال جسمانی سازی
در بسیاری از موارد پزشک معالج فردی که به اختلال روانتنی مبتلا شده است، بعد از مطالعه در فرد هیچ دلیل فیزیولوژیکی برای بیماری پیدا نمی کند. از این رو مشخص میشود که حالات روانشناختی او به صورت مشکلات فیزیولوژیکی در او بروز کرده است.
در اغلب مورد ها اختلال های سایکوسوماتیک خود را به شکل درد های مزمنی نشان داده اند؛ به طوریکه با بدتر شدن حالت روحی فرد تشدید می شوند و بالعکس با بهبود حال روحی فرد کاهش پیدا می کنند.
در اختلال اضطراب بیماری (هیپوکندریاسیس) که نوعی از اختلال نشانه های بدنی است، فرد معتقد است دچار یک بیماری جدی است و در مورد آن مضطرب میشود حتی اگر در آن زمان، نشانه بدنی قابل توجهی نداشته باشد.
علت اختلالات نشانه بدنی نامعلوم است اما ظاهراً با اختلالات اضطرابی رابطه نزدیکی دارند.
افسردگی اغلب همراه علائم جسمی متعدد است که نزدیکترین تشخیص افتراقی دراین بیماران اختلال جسمانی سازی و اختلال درد میباشد.
پژوهش ها نشان میدهد که شیوع این اختلال با افسردگی و اضطراب رابطه مستقیم دارد.
بیماران مبتلا به افسردگی اساسی حتی زمانی که تحت درمان برای بیماری طبی هستند شکایت های زیادی درباره علائم بدنی دارند.
نشانه جسمانی و اختلالات مرتبط، ریشه های تاریخی دارند و به زمان فروید و روانکاوی قدیم باز میگردد.
در آن زمان سعی میشده موارد غیر عادی به این فرض حل شوند که نشانه ها انعکاس دهنده تعارض های درونی افراد است.
البته آنها نتوانستند مبنای فیزیولوژیک برای نشانه ها پیدا کنند اما متوجه شده بودند که نشانه ها بعد از اینکه فرد هیپنوتیزم میشود و یا تحت درمان روانکاوی قرار میگیرد ناپدید میشوند و خب همین تقویت کننده این نظریه بود که مبنای علائم جسمانی روانشناختی است.
بیماریهای روانتنی چه افرادی را بیشتر درگیر میکند؟
بیماریهای روانتنی در افراد 20 تا 45 سال، بیشترین رواج را دارد. ژنتیک و سابقه خانوادگی میتواند یکی از اصلیترین دلایل ابتلا به این بیماریها باشد. برای مثال در یک خانواده، اغلب افراد زمانی که مضطرب میشوند، معدهدرد میگیرند. این معدهدرد، یک بیماری خانوادگی نیست بلکه مشکل روانتنی است که در همه افراد خانواده به این شکل بروز پیدا میکند. اما در برخی موارد ناآگاهی فرد و اطرافیانش باعث درمانهای طولانیمدت و بینتیجه میشود.
علائم یا ویژگی های دردهای روان تنی Psychosomatic Pain
درد روان تنی یا سایکو سوماتیک Psychosomatic Pain به عنوان درد روانزا psychogenic pain یا اختلال درد ناشی از استرس و اضطراب روانشناسی psychological شناخته می شود و مشخصه آن درد مزمن در بیش از یک منطقه است که چندین ماه تا چندین سال ادامه داشته باشد.اختلال درد سایکوسوماتیک مشخصات زیر را دارد :
- درد توسط یک وضعیت پزشکی قابل توضیح نیست.
- درد باعث ناراحتی جدی یا اختلال یا هر دو در مناطق مختلف بدن یا قابلیت های فردی میشود.
- در آغاز، قوت، تشدید و افزایش شدت علایم با عوامل روانی ایجاد می شود.
- شکایت از درد عمدی یا غیر واقعی نیست و به علت هر گونه اختلال روانی مانند خلق و خو و اختلال اضطراب یا هر شکل دیگری از اختلالات روانی ایجاد نشده است.
مطالعاتی که از وجود دردهای روان زا یا سایکوژنیک Psychogenic Pain حمایت می کنند نشان می دهد که درد جسمانی تجربه شده توسط کودکان دارای شدت برابر با یک بزرگسال است. تفاوت در گروه های قومی نژادی، برتری در مورد دردهای سایکوسوماتیک را نشان داده است. علاوه بر این ارتباط قوی بین جنسیت و درد یافت شده است. در بسیاری مطالعات مشخص شد که زنان بیشتر از مردان از دردهای روان تنی رنج می برند و بیشتر به دنبال درمان هستند. همچنین مشخص شده که کودکان اغلب از دردهای سایکوسوماتیک در ناحیه شکم و سر شکایت دارند. با این حال با افزایش سن مکان درد فرق کرده و در مکان های متنوع و با شدت بیشتر آن را تجربه می کنند.
انواع دردهای روان تنی یا سایکوسوماتیک
درد سایکوسوماتیک یا روان تنی می تواند انواع متفاوتی داشته باشد و در هر قسمت بدن ایجاد شود. تجربه درد می تواند موضعی و در یک منطقه باشد یا به تمام بدن تعمیم پیدا کند. علاوه بر این ممکن است درد از یک قسمت شروع شده و به سایر نقاط بدن گسترش پیدا کند.
برخی از نقاط مشترک در بدن عبارتند از :
- سر درد
- بدن درد
- کمر درد
- شکم درد
- درد در هنگام مقاربت
- چرخه قاعدگی دردناک
- درد بازو
بسیاری از پزشکان فیبروملاژیا fibromyalgia و سندرم درد مزمن را به عنوان دردهای روان تنی در نظر می گیرند.
فیبروملاژیا fibromyalgia : سندرم درد اسکلتی-عضلانی مزمنی است که با درد در سطح گسترده، نقاط حساس، خستگی و اختلال خواب مشخص میشود.
چطور تشخیص دهیم دردمان روان تنی یا سایکوسوماتیک است یا خیر؟
شخص معمولا اختلال دردی دارد که با هیچ وضعیت پزشکی ای توجیه نمی شود و شدت و نشانه های آن با میزان درد واقعی مطابقت ندارد. باید در نظر داشته باشید که درد سایکوسوماتیک که بیمار از آن ها شاکی است برخلاف تصور قبل فقط در ذهن بیمار نیست. آن ها درد فیزیکی واقعی هستند که واقعا بیمار آن ها را حس می کند نه این که ادا در بیاورد. مجموعه ای از غربالگری ها مثل آزمایش خون و معاینات رادیولوژیک از قبیل اشعه ایکس، سی تی اسکن و MRI می تواند وجود هر گونه مشکل پزشکی که باعث ایجاد درد شده است را رد یا تایید کند. تنها در صورتی که همه آزمایشات طبیعی باشد می توان تشخیص درد سایکوژنیک دارد.
شخصی که درد سایکوسوماتیک یا اختلال درد روان تنی در او تشخیص داده شده است باید موارد زیر را در نظر بگیرد:
- سابقه خانوادگی مشکلات روانی یا اختلالات جسمانی
- بیماری جسمی در یک یا هر دو والد
- وضعیت مالی و بحران در خانواده
- وقایع منفی در زندگی
- قربانی شدن یا مورد آزار و اذیت قرار گرفتن
- سابقه اختلال جسمانی
- مورد سوءاستفاده قرار گرفتن در دوران کودکی: جسمی، روانی، جنسی
- سبک های فرزند پروری
- افزایش ثانویه درد
- افزایش درد پس از یک اتفاق استرس زا
- فروکش درد هنگام حذف اتفاق استرس زا
علل دردهای روان تنی یا سایکوسوماتیک psychosomatic
اگرچه دلیل قطعی برای شروع آن نمی توان مشخص کرد اما تصور می شود که استرس های خاص زندگی ممکن است آغاز کننده این دردها باشند. بسیاری از افراد پس از تجربه یک وضعیت منفی قابل توجه مثل از دست دادن عشق یا روبرو شدن با یک فاجعه طبیعی دچار درد سایکوسوماتیک می شوند. تعدادی از علل شایع شناخته شده درد روان تنی عبارتند از:
– سوء استفاده :
ارتباطی قوی بین سوء استفاده های دوران کودکی و درد روان تنی یا سایکوسوماتیک وجود دارد. سابقه سوء استفاده های فیزیکی، روانی یا جنسی دوران کودکی، فرد را مستعد دچار شدن به دردهای سایکوسوماتیک می کند.
– تفکر فروید :
همان طور که در تئوری سایکودینامیک psychodynamic دیدگاه روان پویشی گفته شده، بخش ناخودآگاه یا خودآگاه در ذات انسان همیشه غریزی هستند، که در جامعه قابل قبول نیست، بنابراین خود را به نشانه های جسمانی تبدیل کرده و استرس ایجاد شده را آزاد می کند به طوری که فرد از تمایلاتش آگاه نشده و ذهن خودآگاه در آرامش باقی می ماند. به عنوان مثال، احساس گناه ناشی از میل ناخودآگاه است که به شکل درد منتشر می شود در حالی که آرزوها باعث ایجاد پریشانی در فرد نمی شوند.
دیدگاه روانپویشی Psychodynamics: بر این اندیشه استوار است که افکار و هیجانها علل مهم رفتار هستند. رویکرد روانپویشی به رفتار به درجات مختلف بر این فرض استوارند که رفتار قابلمشاهده (پاسخهای آشکار) تابعی از فرایندهای روانی داخلی (رویدادهای پنهان) است. رویدادهای درونی و منابع تحریک محیطی که از سوی نظریهپردازان روانپویشی مطرح شده با هم متفاوتند، اما همه آنها در این باره توافق دارند که شخصیت را ترکیبی از وقایع داخلی و خارجی شکل میدهد که از نظر آنها وقایع درونی در این زمینه نقش عمدهتری دارند. زیگموند فروید بنیانگذار این دیدگاه معتقد بود که در نهایت روزی فرا خواهد رسید که بتوان تمام رفتارها را برحسب تغییرات بدنی تبیین کرد، اما از آنجایی که در دوران وی درباره روابط بین بدن و شخصیت آگاهی اندکی وجود داشت وی چندان بر عوامل زیستشناختی تأکید نکرد. فروید تحت تاثیر چارلز داروین در مورد اهمیت هیجانها قرار داشت و توجه خود را به تاثیر هیجانها بر افکار معطوف کرد. او معتقد بود که برای درک و فهم رفتار لازم است افکار پیشایند و مرتبط با آن تجزیه و تحلیل شود و برای درک آن افکار باید عمیقترین هیجانها و احساسات شخص مورد بررسی و کنکاش قرار گیرند.
– نظریه های یادگیری :
اغلب کودکان بیمار شدن را یاد می گیرند یا شروع به تقلید از اعضای نزدیک خانواده می کنند تا به سودی که از بیماری می خواهند برسند.
– راه های ارتباطی :
اغلب برای کودک امکان ندارد که همه چیز را در قالب کلمات بیان کند. به خصوص زمانی که تحت استرس قرار گرفته باشند. در حالت، نشانه های مختلف جسمی برای نشان دادن پریشانی خود بروز می دهند.
– تاثیرات خانواده :
پویایی خانواده شامل نقش کودک در خانواده و نوع رفتار والدین با او می تواند کودک را تشویق به نشان دادن علایم جسمانی برای بدست آوردن توجه، نماید. علاوه بر این، ابتلا به یک اختلال روانی، که ممکن است در بسیاری از خانواده ها یا ساختار اجتماعی قابل پذیرش نباشد و باعث نگاه نادرستی به فرد شود. برای اجتناب از این شرایط بسیاری از افراد برای بدست آوردن حمایت خانواده و دوستان، علایم جسمانی را در بدنشان افزایش می دهند.
علائم اختلال روان تنی
اختلال روان تنی یا سایکوسوماتیک با نشانه هایی خود را بروز می دهند:
- افزایش ضربان قلب هنگام یا نفس نفس زدن هنگام ترس از جمله رایجترین علائم است.
- اختلال در عملکرد حافظه که باعث می شود فرد دچار فراموشی شود، حتی در موضوعات پیش پا افتاده
- پدید آمدن مشکلات خواب
- ایجاد احساس نگرانی و دلشوره در کل طول روز
- کاهش توانایی در انجام کار های روزمره زندگی و زود خسته شدن در هنگام فعالیت
این علائم باتوجه به تعریف بیماری روان تنی یا سایکوسوماتیک، خود را با مشکلات و درد های جسمی نشان می دهند؛ در نتیجه موجب بروز علائم جسمی هم می شود؛ از جمله:
- مشکلات گوارشی ناشی از روان تنی ،مثل: ترش کردن، احساس نفخ و…
- وجود سردرد
- فشار خون روان تنی
- درد سینه سایکسوماتیک
- تنگی نفس روان تنی
- دچار سرگیجه شدن (این مورد جز شایع ترین مشکل روان تنی در ایران است.)
- سندروم روده تحریک پذیر و یا آی بی اس، دچار بیماری های جسمی میشوند. درصورتیکه پزشکان توانایی یافتن ریشه و علت بیماری را در جسم آن ها نخواهند داشت چراکه ریشه ی بیماری در روح روان این افراد است.
دلایل ابتلا به اختلال های روان تنی
متاسفانه هنوز دلیل قطعی و دقیقی برای اختلالات سایکوسوماتیک شناخته نشده، ولی بنابر یک سری پژوهش ها و مطالعات انجام شده؛ اختلال های جسمی نشأت گرفته از استرس ذهنی به خاطر تحریک زیاد اعصاب مغزی که به سایر اندام ها میرود ممکن است باعث ترشح هورمون آدرنالین یا اپی نفرون در خون شده و اضطراب ایجاد کند. عوامل مختلفی در زندگی می توانند موجب این مشکلات باشند :
- شرایط بیولوژیکی نامنظم
- استرس
- شرایط خانوادگی
- سابقه خانوادگی و ژنتیک، جز اصلیترین دلایل که ازدواج فامیلی هم در آن موثر است البته در ازدواج غیر فامیلی که هردوی والد ها سابقه این اختلال را دارند هم پیش می آید
- اختلالات مربوط به تغذیه که از انواع شایع آن، بی اشتهایی عصبی و پراشتهایی عصبی می باشد.
- مشکلات تنفسی، مانند: آسم که بجز ریشه موروثی در افراد برونگرا، مهاجم و فکور هم پیش می آید.
- دردهای استخوانی و مفصلی
- دردهای ستون فقرات و کمردردهای از نوع روان تنی در اینجا درد هایی که منشا فیزیکی دارند مد نظر نیست؛ بلکه دردهای ایجاد شده در یک سوم بالای مهره ها مانند: مهره های اول پشتی و گردن
افرادی که به این نوع از اختلال سایکوسوماتیک مبتلا هستند، هر درد کوچکی را به یک بیماری سخت و صعبالعلاج نسبت میدهند.
تشخیص در کودکان
والدین باید نسبت به رفتارهای فرزندانشان و تغییرات رفتاری آنها باید کمی حساستر باشند. اگر آنها متوجه شدند که حالات فرزندشان تغییر کرده، بیقرارتر و شلوغتر شده، ناآرام است و میل به تخریبکردن اشیا در او بالا رفته، میتوانید در مورد آن با یک روانشناس یا روانپزشک کودک مشورت کنند. کماشتهایی و اختلال خواب که معمولا به شکل پریدن از خواب در کودکان است را هم میتوان از نشانههایی دانست که از شروع ناراحتیهای اعصاب و روان در بچهها خبر میدهد. اگر ازدواج فامیلی باشد، ژنتیک نقش بیشتری را بازی میکند .از طرف دیگر، حتی در ازدواجهای غیرفامیلی، اگر هر دو طرف یا یکی از آنها پیشزمینه این مشکلات را در خود داشته باشد، والدین باید بیشتر از دیگران نگران مشاهده این نشانههادرفرزندشان باشند سابقه خانوادگی اولین انگیزهای است که میتواند افراد را وادار به بررسی بیشتر کند. اگر فرد در خانوادهای است که سابقه ابتلا به اضطراب، افسردگی و دیگر بیماریهای روانی را دارد، باید حساستر باشد. گاهی هم فرد به دنبال یک اتفاق استرسزا، علائم عصبیای را از خود بروز میدهد و حتی با فروکش کردن دلایل اضطراب هم، نشانههای فیزیکیای در بدنش بروز پیدا میکند؛ نشانههایی از قبیل تنگی نفس، اضطراب مزمن، سردرد و ناراحتیهای گوارشی که با تجربه اضطراب شروع میشود و مدتی بعد از محو شدن تنشها از بین میرود، میتواند نسبت به این موضوع به فرد هشدار دهد.
نمونههایی از اختلالات سایکوسوماتیک
1ـ بیماری های تنفسی مثل آسم علاوه بر داشتن زمینه ارثی معمولاً در افرادی دیده می شود که برونگرا، مهاجم و فکور هستند.
2ـ دردهای استخوانی و مفصلی: ورم مفصل یا آرتریت روماتوئید، معمولاً از افراد پرکار، خوش قلب و خوش نیت که در باطن شخصیت متخاصم دارند دیده می شود. ورم مفاصل زمانی بیشتر می شود که خشم فروخورده ای در فرد به وجود آید و وی جایی برای بروز این خشم نیابد.
3ـ دردهای ستون فقرات و کمردردهای روان تنی: ممکن است کمردرد بر اثر دیسک، ساییدگی مهره ها، تومورهای نخاع و ستون فقرات باشد، این بیماری ها چون علت عضوی دارند مد نظر نیستند. معمولاً دردهایی که در 3/1 بالای مهره ها باشد مثل مهره های اول پشتی و گردن بیشتر در افرادی دیده می شود که در انطباق خود با محیط پیرامونی دچار مشکل می شوند و نمی توانند هیجان هایشان را با محیط تطبیق دهند این افراد دارای خلق پایین به صورت طولانی مدت هستند.
شیوع این بیماری
به ویژه در جوامع شهری و صنعتی، مشکلات اقتصادی و بسیاری دیگر از عوامل استرسزا باعث بروز بیشتر بیماریهای روانتنی شده و افراد را آسیبپذیرتر کردهاند. شایعترین این بیماریها، مشکلات گوارشی، قلبی و مغزی هستند و علائمی مثل سردردهای شدید، سرگیجه از مواردی است که بیماران شکایت زیادی از آنها دارند.
درمان مشکلات روان تنی
بهترین راه ممکن برای درمان درد روان تنی بعد از تشخیص ارجاع پرونده به متخصص سلامت روان است. اغلب بسیاری از بیماران آمادگی پذیرش این که دردی که تجربه می کنند فیزیکی نیست و علت اصلی ایجاد آن روانی است را ندارند.اما با مراجعه به یک متخصص روانشناس بسیاری از این دردهای مزمن که ریشه در روح و روان فرد دارد بهبود میابد.
- یکی از تکنیکهای درمان در بیماری روان تنی فراگیری مهارت مدیریت “استرس” است، که اشخاص مبتلا میتوانند در کلاسهای آموزشی مدیریت استرس شرکت کنند.
- تکنیک بعدی تکنیک کنترل اضطراب است: این افراد میتوانند با استفاده از تکنیکهای تن آرامی یا ریلکسیشن ( آرامش پیش رونده عضلانی) و همچنین تکنیکهایی برای کنترل تنفس است.اینها باعث میشوند که سیستمهای اضطراب زا خاموش شوند.
- در بررسیهای دقیقتر ممکن است بیماری روان تنی همراهی با اختلالات دیگر روانشناسی پزشکی مانند اختلالات وسواسی، افسردگی داشته باشد که در بیشتر اوقات با درمان بیماری اصلی فرد این اختلالات نیز کنترل میشوند و اگر یک بیماری طبی برای مثال یک “بیماری مزمن” باشد در کنار آن از روان درمانی ساپورتیو یا حمایتی استفاده میشود که تواناییهایی که مریض قبلا داشته را تقویت می کنند که وی میتواند برای مدیریت استرس خود استفاده کند. در بیماری روان تنی که تکنیکها و گفتگوها با مریض اثر گذار نباشد موارد ضروری پزشک معالج دارو تجویز می کند.
- talk therapy درمان از طریق صحبت و مشاوره با بیماران ، اغلب به بیمار در توصیف وضع موجود و پریشانی ای که باعث ایجاد آن شده و اثرات منفی ای که بر زندگی اش گذاشته و … کمک می کند، مشاور با تایید نشانه ها و همدردی با بیمار رابطه اش را با او گسترش داده و به این صورت اثربخشی درمان شروع می شود.
- Cognitive behavioral therapy رفتاردرمانی شناختی این شکل از روان درمانی روی افکار منفی و تحریف افکار تمرکز دارد. بلوک کردن افکار، باورهای غیر واقعی ، رفتارهایی که چرخه تفکر و احساس را تقویت می کند. این روش به بیمار کمک می کند متوجه شود که چگونه یک فکر منفی می تواند منجر به یک علامت فیزیکی شود و چطور باید این علایم را شکست دهد.
- مسکن های غیر مخدر برای مدیریت درد سایکوسوماتیک :
در ابتدا می توان دوز خفیف مسکن برای مدیریت درد روان تنی تجویز نمود. با این حال مسکن اغلب عوارض جانبی طولانی مدت دارد و بیماری ممکن است برای کاهش درد از آن سوء استفاده کرده و وضعیتش را بدتر کند.
- داروهای ضد افسردگی برای درمان درد سایکوسوماتیک :
ضد دردهای استفاده شده در داروهای افسردگی اغلب به تسکین درد روان تنی کمک می کند و در نتیجه اجازه می دهد که بیمار بهتر به خواب رفته که به نوبه خود منجر به کاهش اضطراب در او می شود.
- گروه درمانی برای درد سایکوسوماتیک :
گروه درمانی عمدتا با حذف سوال ” چرا فقط من ” به اختلال پاسخ می دهد و باعث درک بهتر مشکلات و انواع مختلف آن که توسط دیگران تجربه شده ضمن این که سبب ارتقای سطح ارتباطات و اجتماعی شدن می شود.
- ورزش :
ورزش منظم می تواند سبب از بین رفتن درد سایکوسوماتیک و همچنین جلوگیری از تشدید آن شود.
درمان های جایگزین برای درد روان تنی
روش های درمانی جایگزین مشترک برای درد روان تنی :
– تکنیک آرام سازی Relaxation Technique برای کمک به غلبه بر درد روان تنی:
تکنیک های تمدد اعصاب مختلف عبارتند از: هدایت تصور، تکنیک آرام سازی پیشرونده عضلانی و غیره. به تسکین استرس روانی و جسمی و آرام شدن ذهن و بدن کمک می کند.روش آرام سازی پیش رونده عضلانی می تواند برای افراد مبتلا به درد بدن بسیار مفید باشد چون روی عضلات منقبض شده که در اثر تنش ماهیچه ای ایجاد شده اند تمرکز داشته و سبب رها سازی عضلانی و در نتیجه کاهش درد می شود.
– هیپنوتیزم Hypnosis برای درمان اختلالات سوماتوفرم:
روی درمان لایه های زیرین ناخودآگاه، خواسته ها یا آرزوهایی که در قالب علایم جسمانی تجلی پیدا کرده اند تمرکز دارد. اگرچه اختلافات زیادی در مورد تکنیک هیپنوتیزم به عنوان درمان وجود دارد ولی مشخص شده است که در درمان موارد اختلالات سوماتوفرم بسیار مفید است.
- Massage:
انواع مختلف تکنیک های ماساژ در بهتر شدن درد برخی از بیماران مبتلا به درد سایکوسوماتیک یا اختلالات درد موثر است. این تکنیکها شامل ماساژ شیروپراکتیک chiropractic درمان از راه دستکاری در ستون مهرهها ، شیاتسو shiatsu ماساژ فشارو غیره است.
- Art Therapies:
هنر درمانی بر بیان احساسات با استفاده از تکنیک های هنری مختلف مثل: موزیک، نقاشی، رقص و غیره متمرکز است. هنر درمانی بدن گرا تاثیر شگفتی در درمان اختلال درد سایکوسوماتیک دارد. رقص درمانی با بروز و بیان احساسات تاثیر زیادی داشته و اغلب باعث دگرگونی حالت روانی شده ضمن این که حرکات انجام شده در تسکین درد کمک کننده هستند.
– دیگر درمان های جایگزین برای اختلال درد سایکوسوماتیک می تواند:
– کمپرس گرم و سرد
– پرت کردن حواس
– طب سوزنی
– طب فشاری Acupuncture and acupressure
– تحریک الکتریکی عصب Transcutaneous Electrical Nerve Stimulation (TENS )
باشد.
انواع مختلفی از روان درمانی برای اختلال روان تنی
- یک درمانگر روانپویشی با تبعیت از توصیف کلی هیستری توسط فروید سعی خواهد کرد تعارض های زیربنایی که با نشانه های فرد مرتبط هستند را پیدا کند و آنها را به سطح هوشیاری فرد بیاورد.
درمانجو با واسطه این فرآیند بینش و خودآگاهی کسب کند و این توانایی را پیدا کند که هیجان های خود را مستقیماً بیان کنند به جای اینکه با جلوه های جسمانی آنها را ابراز دارند.
- درمانگری که رویکرد شناختی-رفتاری دارد سعی میکند به درمانجو کمک کند افکاری را که با نشانه های جسمانی ارتباط دارد تشخیص بدهد و آنها را تغییر دهد. زیرا در این رویکرد باور بر این است که افراد احساسات معمولی خود را فاجعه آمیز میپندارند.
بنابراین به نشانه های جسمانی بیش از حد حساس میشوند و همین باعث میشود که خیال کنند واقعا بیمار هستند؛ پس درمانگر در این رویکرد کمک میکند که درمانجو واکنش های بدنی خود را به صورت واقع بینانه تری ارزیابی کند.
- هیپنوتراپی و مراقبه دو رویکرد دیگر هستند که در درمان اختلال تبدیلی به کار میبرند.
درمانگران هیپنوتراپیست از درمانجو میخواهند مثلا پای خود را که اظهار میدارند دچار فلج شده حرکت دهند و بعدها با تلقین پس هیپنوتیزمی کمک میکند درمانجو این توانایی را به درست آورد که این حرکت را بعد از خروج از وضعیت هیپنوتیزم، حفظ کند.
از آنجایی که علائم این اختلال شباهت های زیادی با سایر مشکلات و بیماری های پزشکی دارد، مراجعه به متخصص مربوطه و پیگیری مراحل تشخیص صحیح و درمان مناسب از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
زیرا در غیر این صورت ممکن است درمان های اشتباه و بی فایده انتخاب و صورت گیرند که کمک کننده نخواهند بود.
نتیجهگیری
در این مطلب به بررسی نکاتی در رابطه با مشکلات روان تنی یا اختلالات سایکوسوماتیک پرداختیم. سپس علائم، راههای درمان و روشهای کنترل این مشکلات را مورد بررسی قرار دادیم.
در صورتیکه شما نیز احساس میکنید پس از پشت سر گذاشتن یک سری از فشارهای روحی دچار دردهای فیزیکی و مشکلات جسمی شدهاید، شاید بهتر باشد برای درمان این عارضه به روانشناس و روانپزشک مراجعه کنید.
