مشاوره گروهی

 

در زمینه درمان ناهنجاری های روانی، یکی از متدهایی که متخصصین توصیه می کنند، گروه درمانی است. جالب است بدانید روانشناسان و مشاورین بر این اعتقاد هستند که اگر بیماری های روانی به صورت گروهی و دسته جمعی درمان شود، تاثیر آن چندین برابر بیشتر از حالتی خواهد بود که بیمار، درمان انفرادی را در پیش گیرد.

تاریخچه گروه درمانی

در روش گروه درمانی، چند نفر که از نظر روحی و روانی و عارضه رخ داده، شبیه به هم هستند، در یک محیط آرام دور هم جمع شده و با یکدیگر صحبت می کنند. در این صحبت کردن، مشکلات خود را بیان کرده و درد دل می کنند.

به طور کلی تحقیقات ثابت کرده است که صحبت کردن با جمعی از دوستان که بسیار به شما نزدیک هستند، بار روانی مثبتی به دنبال دارد. اکنون در گروه درمانی علاوه بر این تاثیر مثبت، شما از نظرات جمع برای حل مشکلات خود استفاده می کنید و همین موضوع، به پیشرفت درمان شما کمک خواهد کرد.

گروه درمانی  اولین بار در اتریش توسط روانپزشکی به نام یاکوب موره نو، ابداع شد. وی در سال 1910 دوره های آموزشی متد نمایشی و درمانی را سپری نمود و نقش گذاری درمانی را پایه گذاری کرد. موره نو همواره بر این باور بود که اگر در طول درمان، دلایلی که منجر به بروز یک عارضه می شود با هم مطرح و بازآفرینی شوند، درمان موفقیت آمیزتر خواهد بود.

مزایای گروه درمانی

در علم روانشناسی، متدهای بسیار متنوعی برای درمان وجود دارد که بسته به نوع بیماری و شرایط بیمار، از یک یا چند روش استفاده می شود. در این میان گروه درمانی نیز روشی شناخته شده است که با توجه به روش جمعی، بسیار کارآمد است.

این متد چند مزیت عمده دارد:

اولین و مهم ترین دلیلی که باعث می شود افراد مبتلا به بیماری های روانی به فکر درمان نباشند، این است که گمان می کنند تنها هستند و در نتیجه خجالت می کشند در مورد مشکل خود صحبت کنند.

حال تصور کنید شما در جمعی از افراد هستید که با شما هم درد هستند. حس خوبی خواهید داشت از اینکه شما با چند نفر همراه هستید که شرایط شما را داشته و هر کدام تجربه متفاوتی دارند. شما می توانید از تجارب یکدیگر استفاده کرده و برای رفع مشکل خود به کار گیرید. بارها دیده ایم که گروه درمانی کمک کرده است که دارو درمانی نیاز نباشد.

نتایج به دست آمده از تحقیقات علمی در زمینه علم روانشناسی نشان می دهد که غالب بیماران، نمی توانند احساسات درونی خود را بروز داده و به خود واقعی برسند. در این شرایط، حسی شبیه گم شدن دارند که آن ها گیج و سردرگم می کند.

در گروه درمانی شما وارد جمعی از افراد می شوید که روی صحبتشان یکی است. در نتیجه با شروع و ادامه پیدا کردن صحبت، به مرور زمان و به طور ناخواسته، احساسات خود را بروز داده و متخصص می تواند وجود شما را درک کند.

یکی از مهمترین مزیت های گروه درمانی این است که شما یاد می گیرید حافظ اسرار و صحبت های دیگران باشید. در گروهی که همه افراد در مورد مشکلاتشان با هم صحبت می کنند، هر کس می داند اگر امین نبوده و اسرار کسی را افشا کند، متقابلا خود نیز دچار چنین شرایطی می شود. در نتیجه گروه درمانی یک آموزش تدریجی برای تشکیل شبکه ای ایمن از افراد مطمئن است.

در گروه درمانی، مشکل افراد یکی است، منتهی دلیل بروز عارضه متفاوت است. افراد کمک می کنند تا هر کس بتواند به نحوی بر مشکل خود غالب شود چرا که می داند اگر یک راه حل به نتیجه برسد، می تواند برای خودش نیز تاثیرگذار باشد.

عمده افرادی که دچار بیماری های روانی هستند، در برقراری ارتباط با دیگران به مشکل برخورد می کنند. این افراد ترجیح می دهند از جمع دور باشند تا کسی به شرایط روانی آن ها پی نبرد. همین ترس، آن ها را منزوی می کند.

در متد گروه درمانی شما مجبور هستید در یک جمعی از همنوعان خود حضور داشته باشید. وقتی بتوانید با کسی از مشکلات خود صحبت کنید، در واقع به ترس خود غلبه کرده و از این پس، راحت تر وارد اجتماع خواهید شد.

آنچه باعث تاخیر در درمان بیماری های روانی می شود، ناامیدی از بهبودی است. برخی بیماران از همانی ابتدای درمان، مایوس بوده و گمان می کنند بیماری آن ها درمان نخواهد شد. توصیه می شود در صورت امکان، برای این دسته از افراد گروه درمانی تجویز شود. وقتی بیمار ببینید فردی شبیه خودش در مرحله بهبودی است، امیدوار شده و با انگیزه به درمان خود ادامه می دهد.

اصول لازم برای شرکت در گروه درمانی

کارگاه گروه درمانی در کلینیک حال خوب من

با توجه به آنچه در این مقاله صحبت شد، گروه درمانی یک روش بسیار کارآمد در علم روانشناسی به منظور درمان بیماری های روانی است. با توجه به تاثیر و  اهمیت این روش، در  کارگاه گروه درمانی کلینیک حال خوب من تحت نظر متخصصین حرفه ای برگزار می شود تا شما عزیزان بتوانید بخشی از دوره درمانی خود را زیر نظر مشاورین توانمند سپری کنید.

در این کارگاه ها، اصول اولیه گروه درمانی، لزوم انجام آن و توضیح داده شده و سعی می شود با برنامه های از پیش تعیین شده و چیدمان گروهی مناسب، درمان در جلسات مختلف آغاز شود.

 

گروه درمانی چگونه کار می کند؟

گروه ها می توانند به اندازه سه یا چهار نفر کوچک باشند، اما تا پایان جلسات گروه درمانی اغلب حدوداً هشت تا دوازده نفر را درگیر می کند. این گروه ها به طور معمول هر هفته یک یا دو بار یا بیشتر از یک ساعت یا دو ساعت برگزار می شود.

به گفته نویسنده اود مانور در کتابچه راهنمای روان درمانی، حداقل تعداد جلسات گروه درمانی معمولاً حدود شش جلسه است اما جلسات یک ساله نیز متداول است. مانور همچنین خاطرنشان می کند که این جلسات ممکن است باز یا بسته باشد. در جلسات باز یا آزاد، شرکت کنندگان جدید در هر زمان به آنها می پیوندند. در یک گروه بسته، فقط یک گروه ثابت از اعضا تا پایان شرکت می کنند.

یک جلسه گروه درمانی معمولی چگونه است؟

 در بسیاری از موارد، گروه در اتاقی که صندلی ها در یک دایره بزرگ قرار گرفته اند، همدیگر را ملاقات می کنند تا اعضا هر یک از اعضای دیگر گروه را ببینند. ممکن است جلسه طوری آغاز شود که اعضای گروه در ابتدا خود را معرفی کنند و دلیل حضور آنها در گروه درمانی را به اشتراک بگذارند. اعضا همچنین ممکن است تجربیات و پیشرفت خود را از آخرین جلسه به اشتراک بگذارند.

نحوه دقیق انجام جلسه، تا حد زیادی به اهداف گروه و سبک درمان بستگی دارد. برخی از درمانگران ممکن است شیوه گفتگوی آزادتری را تشویق کنند، به طوری که هر یک از اعضاء در شرایطی که خود دوست دارند در آن شرکت می کند. در عوض سایر درمانگران برای هر جلسه برنامه خاصی دارند که ممکن است شامل آوزش مهارتهای جدید به سایر اعضای گروه باشد.

اثربخشی گروه درمانی

گروه درمانی می تواند برای افسردگی مؤثر باشد. در مطالعه‌ای که در سال 2014 منتشر شد، محققان آنچه را که در گروه درمانی اتفاق افتاد، تحلیل کردند. آنها دریافتند که 44٪ از بیماران پیشرفت قابل توجهی گزارش کرده اند. با این حال، میزان افت برای معالجه گروهی زیاد بود، به طوری که تقریباً در هر 5 بیمار یک نفر 1 از درمان خارج می شد.

مقاله ای که در مجله روانشناسی انجمن روانشناسی آمریکا منتشر شده است حاکی از آن است که گروه درمانی برای اختلال هراس، اختلال دو قطبی، اختلال وسواس اجباری، هراس اجتماعی و قربانیان جنسی مناسب است .

دلایل استفاده از گروه درمانی

مزایای اصلی گروه درمانی شامل موارد زیر است:

1- گروه درمانی به افراد این امکان را می دهد تا حمایت و تشویق اعضای دیگر گروه را دریافت کنند. افراد شرکت کننده در این گروه می توانند ببینند که دیگران هم در حال گذر از همان مشکلات هستند، که این می تواند به آنها کمک کند احساس تنهایی کمتری کنند.

2- اعضای گروه می توانند به عنوان یک الگو برای سایرین عمل کنند. با مشاهده کسی کهدر مواجهه با مشکل موفق بوده است، اعضای دیگر این گروه می توانند ببینند که امید به بهبودی وجود دارد. پیشرفت هر یک از افراد، به نوبه خود می تواند به عنوان یک الگوی مثبت و حمایت دیگران عمل کنند. این می تواند به تقویت احساس موفقیت کمک کند.

3- گروه درمانی اغلب بسیار مقرون به صرفه است. درمانگر به جای اینکه فقط به یک مراجع متمرکز شود، می تواند وقت خود را به گروه بسیار بزرگتری از مردم اختصاص دهد.

4- گروه درمانی یک پناهگاه امن را ارائه می دهد. این تنظیمات به افراد اجازه می دهد تا رفتارها و اقدامات را در زمینه ایمنی و امنیتی گروه انجام دهند.

5- با کار در یک گروه، درمانگر می تواند اولین برخورد هر مراجه در گروه را ببیند که چگونه هر شخص در مقابل دیگران رفتار می کند و در موقعیت های اجتماعی رفتار می کند. با استفاده از این اطلاعات، درمانگر می تواند بازخورد ارزشمندی را برای هر مراجع ارائه دهد.

انجام خدمات روانکاوی در کلینیک حال خوب من

تشخیص کامل در روانکاوی بر عهده روانکاو، آزمون های روانشناختی (تست) و مصاحبه است که در بین آنها مصاحبه از اهمیت بیشتری برخوردار است. هدف از مصاحبه تشخیصی یافتن دقیق علل و عوامل مؤثر در پیدایش اختلال و مشکل روانی در مراجع می باشد. در این رابطه مصاحبه باید بتواند کلیه مسائل و عوامل مؤثر در پیدایش اختلال را از کم اهمیت ترین تا پراهمیت ترین آنها شناسانده تا بتواند تشخیصی مناسب درارتباط با مشکل درمانجو در اختیار مصاحبه گر قرار دهد. زیرا تا زمانی که تشخیصی دقیق و درست از نوع اختلال بیمار در دست نباشد نمی توان درمان مناسبی برای وی عرضه نمود.

 

یک روان شناس بالینی نه تنها به مطالبی که بیمار در جلسه مصاحبه تشخیصی بیان می کند علاقه مند است، بلکه در نحوه ادای مطالب و عکس العمل های عاطفی که از خود نشان می دهد و نیز روابط عاطفی و فکری مصاحبه شونده توجه می کند. بنابراین واضح است در مصاحبه از مشاهده نیز استفاده می شود و درصورت لزوم پس از مصاحبه می توان از آزمون خاص مورد نیاز نیز استفاده کرد.

وسیله ارزیابی به جهت شناخت افراد باید پایا و معتبر باشد. پایا یعنی مثلا وقتی یک آزمون روانی چند بار بکار برده شود یافته های یکسانی را تولید کند و معتبر یعنی برای مقاصد مورد نظر مفید باشد. شیوه های ارزیابی و تشخیص روانی به سه فرایند تقسیم می شوندمصاحبه، آزمون و مشاهده.

مصاحبه بالینی، تشخیص اختلالات روانی

مصاحبه یا ساخت دار یا بی ساخت است در مصاحبه ساخت دار کلیه سوالهای مصاحبه گر در یک برنامه مصاحبه آماده می شوند. مصاحبه گرانی که گرایش های روانکاوی دارند اغلب بر تجربه های اوان کودکی و تجربه های جنسی و رویاها تمرکز می کنند و رفتارگرایان به رویدادهای جاری که در حال حاضر ناراحت کننده است گرایش دارند.

 تشخیص بیماری های روانی

طبقه بندی رسمی توسط فیلیپ پینل آغاز شد و سپس در سال ۱۸۹۶ امیل کرائپلین اولین نظام جامع طبقه بندی اختلال های روانی را بوجود آورد و سپس در سال ۱۹۵۲ نظامی بنام راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی DSM شکل گرفت و در ۱۹۶۸ طبقه بندی DSM 2 شکل گرفت و تشخیص هایی که از این نظام ناشی می شدند قویا تحت تاثیر صفات استنباطی بودند لذا افراد مختلف مشکل زیادی در تشخیص با یکدیگر داشتند و در سال ۱۹۸۰ طبقه بندی DSM 3 که در آن بجای صفات استنباطی مستقیما به توصیف رفتارها می پرداختند تنظیم شد و تعداد طبقات از کمتر از یکصد در ورژن قبلی به بیش از ۲۰۰ طبقه در DSM 3 رسید و در سال ۱۹۸۷ ۳۰ طبقه دیگر به ان اضافه شد و بنام DSM-3-R نام گرفت که در نهایت در سال ۱۹۹۴ جای خود را به DSM 4 داد که بیشتر برای تامین هماهنگی کاربرد اصطلاحات با طبقه بندی بین المللی بیماری ها و مسائل بهداشتی مربوطه ICD-10 به روی کار آمد. این روزها نسخه پنجم نظام جامع طبقه بندی اختلال های روانشناختی ارائه شده است که به صورت گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد.

اعتبار ابزارهای ارزیابی تشخیص های روان شناختی

ابزارهای ارزیابی و تشخیص برای روانشناسان باید هم پایا و هم معتبر باشند پایا یعنی یافته های یکسانی را در اثر استفاده مکرر تولید می کنند و معتبر یعنی می توانند برای هدف هایی که به جهت آنها منظور شده اند بکار روند. ولی اعتبار و روایی ابزارهای روانشناختی باید به تایید برسد و با احتیاط استفاده شود.

اهمیت طبقه بندی و تشخیص اختلالات روانی

با وجود همه مشکلات در زمینه های پایایی و اعتبار و آسیب پذیر بودن تشخیص نسبت به شرایط مطلقا بدون تشخیص و طبقه بندی کاری نمی توانیم انجام دهیم، زیرا اولا دیدن به تنهایی طبقه بندی را شامل می شود مثلا زمانیکه این کلمه ها را می خوانیم بجای آگاهی از مساله تایپ یا سفید بودن صفحه مشغول خواندن کلماتیم یعنی یک طبقه بندی را قبول کرده ایم و ثانیا و از آن مهمتر اینکه بدون مجزا کردن نابهنجاری ها از یکدیگر هیچ علم و پیشرفتی در جهت شناخت نابهنجاری نمی تواند وجود داشته باشد. ما بدون تشخیص نمی توانیم دوام بیاوریم ولی بدان معنی نیست که هر تشخیصی دقیق است یا هر اصطلاح تشخیصی در DSM4 واقعا بیماری یا اختلال روانی را منعکس می کند ولی در نهایت با پیشرفت شناخت علمی به این موضوع پی خواهیم برد که کدام تشخیص ها سودمند و کدام یک نیستند و در حالیکه می دانیم سودمندی و دقت تعدادی از تشخیص ها ثابت شده است و در حال حاضر پایا و معتبر هستند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *