توسعه فردی چیست؟

به زبان ساده، رشد و توسعه فردی به هر فعالیتی که برای بهبود خود انجام میدهید، در زمینههایی که به مغز، ذهن و قلب شما مربوط میشود، اشاره دارد.
هنگام صحبت از این موضوع، برای بسیاری از افراد، فعالیتهایی مانند مطالعه کردن، گوش دادن به کتابهای صوتی، خاطرهنویسی و گذراندن دورههای توسعه فردی به ذهن خطور میکند. با این حال، هر فعالیتی رشد فردی به حساب نمیآید. بهعنوان مثال، کارهایی مانند کوتاه کردن مو یا رفتن به قراری که با پزشک دارید معمولا بهعنوان فعالیتهای توسعه فردی در نظر گرفته نمیشوند، زیرا اموری نسبتا سطحی هستند.
با این حال، فعالیتهای معمولی ممکن است منجر به توسعه فردی شود. مثال دیگری را در نظر بگیرید: انجام فعالیت ورزشی شدید (مثل شنای بازو) معمولا بهخودیخود بهعنوان رشد فردی تلقی نمیشود. با این حال، چنین عملی میتواند منجر به ایجاد استحکام ذهنی و انعطافپذیری در فرد، و ایجاد رشد فردی شود.
در مقیاس بزرگ، برای من و شما این چه معنایی دارد؟ این بدان معناست که رشد و توسعه فردی یک فرایند است. فرایندی مربوط به نزدیکتر کردن شما به هر چیزی که میخواهید در زندگی به دست آورید. به جای اینکه منتظر بمانید تا زندگی، دانش، فرصت و موفقیت را بدون هیچ زحمتی به شما بدهد (که اینطور نخواهد بود)، میتوانید بهاندازهای تلاش کنید که آن چیزها بهسادگی نتیجهی پیشرفت فردی شما شوند.
در اینجا خوب است مفهوم رشد فردی را به یک گیاه در حال رشد تشبیه کنیم. در واقع، اصطلاحی دیگر برای توسعه فردی، رشد فردی است. تشبیه موردنظر هم به این دلیل مناسب است که گیاهان چیزهای زیادی در مورد رشد کردن به ما میآموزند. بهعنوان مثال گیاه بامبو را در نظر بگیرید که نماد برند یک وبسایت نیز هست.
۱۰ دلیل اهمیت توسعه شغلی مستمر که باید به آن توجه کنید
داستان گیاه بامبوی چینی
رشد گیاه بامبوی چینی پدیدهای طبیعی است که برای موضوعات مربوط به رشد و توسعه فردی اهمیت دارد. گیاه بامبو در چهار سال اول زندگی خود هیچ نشانهای از رشد را نشان نمیدهد و فقط یک برگ کوچک در خاک باقی میماند. در این مدت شما باید آن را پرورش دهید و دائما آن را آبیاری کنید و سپس در سال پنجم معجزهای اتفاق میافتد. گیاه بامبو تنها در شش هفته ۲۷ متر رشد میکند.
بهتجربه دریافتهایم که نتایج رشد فردی همیشه بلافاصله ظاهر نمیشود. حتی پس از انجام تحقیقات، مطالعه، آموزش ذهن، سخت کار کردن، شکست و پشتکار، ممکن است هنوز مدتی طول بکشد تا از ثمرهی کار خود لذت ببرید. اما در تمام این مدت شما در حال تبدیل شدن به فردی هستید که برای رسیدن به اهداف خود باید به آن تبدیل شوید. سپس، وقتی بالاخره روزی پیشرفت خود را ببینید، کمی خندهتان میگیرد.
به این علت که معمولا شیرینی موفقیت، تمام رنجها و شک لحظات گذشته را کماهمیت میکند. سپس متوجه میشوید دوست ندارید چیزی را از گذشته تغییر دهید و این زیبایی پیشرفت فردی است.
علت اهمیت رشد و توسعه فردی چیست؟
به نقل از دریموند گرین (Draymond Green)، <<اگر در حال بهتر شدن نیستید، دارید بدتر میشوید>>، لذا توسعه فردی اهمیت دارد. اما یک انگیزهی کلیدی که حتی از این هم الهامبخشتر است در پس رشد فردی وجود دارد. و آن، اینکه مهارت های توسعه فردی شما را به امور مسلط میکنند. وقتی فعالانه در تلاش برای بهبود طرز فکر، مهارتها، و بهطور کلی زندگی خود هستید، لازم نیست به استعداد یا شانس تکیه کنید.
در عوض سخت کار میکنید و آگاهانه موفق میشوید. رشد فردی متصلکنندهی جایی است که اکنون هستید و جایی که میخواهید باشید. وسیلهای است که شما را به اهدافتان میرساند. زمانی که به رشد فردی متعهد شوید، وارد سفری منحصربهفرد از خودشناسی و فهم مؤثر از زندگی میشوید. در بخش بعد توضیح میدهیم که ابعاد توسعه فردی چیست.
ابعاد توسعه فردی چیست؟
پنج حوزهی کلیدی برای توسعه فردی وجود دارد که اهداف اکثر افراد در آنها قرار میگیرند. البته انواع دیگری از این دستهها نیز برای رشد فردی وجود دارد. بیایید هریک از ابعاد رشد و توسعه فردی را بیشتر بررسی کنیم.
- سلامتی: سلامتی یکی از حوزههای کلیدی رشد فردی است، زیرا پایه و اساس حداکثر عملکرد را در هر جنبهای از زندگی فراهم میکند. در این حوزه دستهبندیهای دیگری مانند سلامت جسمانی، سلامت روان و سلامت عاطفی وجود دارد. در سطحی بالا، هدف بیشتر افراد این است که تناسب اندام داشته باشند، بهطور شفاف فکر کنند، خوب غذا بخورند و خوب بخوابند؛
- امور مالی: امور مالی حوزهی دیگری است که مردم برای بهبود آن تلاش میکنند. توسعهی سواد مالی بخش مهمی از رشد فردی است. به این علت که زمانی در این حوزه تصمیمات بهتری میگیرید که به دانش و مهارت لازم برای مدیریت مؤثر پول مجهز شده باشید؛
- روابط: روابط صمیمی یکی دیگر از ابعاد توسعه فردی و منبع شادی و رضایت در زندگی است. اکثر مردم میخواهند روابط خود را با دیگران بهتر کنند، چه خانواده، دوستان، آشنایان یا رابطه با شریک زندگی باشد. موضوعات رایج در این زمینه شامل بهبود ارتباطات، یافتن شریک زندگی، مقابله با اضطراب رابطه و حفظ دوستیهای پایدار است؛
- معنویت: معنویت بخشی از رشد فردی است که بر هدفی والاتر تمرکز میکند. این هدف برای افراد با ایمان، شامل بهبود رابطهی خودشان با خداست. این عنصر رشد فردی همچنین میتواند شامل کمک به دیگران و ایجاد صلح بیشتر با جهان باشد؛
- شغل: توسعه شغلی اغلب بخش کلیدی توسعه فردی برای بسیاری از افراد است. این حوزه شامل پرورش استعداد و توانایی بهمنظور پیشرفت در یک حرفه است. همچنین میتواند شامل ایجاد یک شغل برای خود از طریق کارآفرینی و خوداشتغالی نیز باشد.
چگونه توسعه فردی خود را از امروز شروع کنیم؟
یکی از بهترین راهها برای بهبود مهارت های توسعه فردی خود، تهیهی برنامه توسعه فردی است. همچنین این برنامه طرحی است برای آنچه میخواهید در سالهای آینده به دست آورید. برنامهریزی برای رشد فردی فرایندی است که قبل از مشخص کردن جزئیات هدف شما بهطور واضح، جنبههای مختلف زندگیتان را پوشش میدهد. این فرایند شامل زنجیرهای از خودشناسی است که به جهتدهی و احساس وضوح دربارهی آنچه از زندگی میخواهید کمک میکند. برای تعریف اهداف فردی و شغلی میتوان از مدل طرح توسعه فردی استفاده کرد.
بنابراین جهت رسیدن به مدل توسعه فردی رعایت نکات زیر ضروری و مهم است:
۱. خود را با دیگران مقایسه نکنید
اگر قصد دارید مهارت های توسعه فردی خود را تقویت کنید، ابتدا باید تلاش کنید خود را با دیگران مقایسه نکنید. رشد فردی مسئلهای بسیار شخصی است. بنابراین سعی کنید پیشرفت خود را با پیشرفت دیگران مقایسه نکنید. در مسیر خود بمانید و متمرکز باشید. پیروزیهای خود را جشن بگیرید و حتی زمانی که پیشرفتتان آهسته به نظر میرسد هرگز تسلیم نشوید. تا زمانی که متوقف نشوید مهم نیست چقدر آرام پیش میروید.
۲. از سفرتان لذت ببرید
همیشه به یاد داشته باشید که رشد فردی یک فرایند مادامالعمر است. انتظار کمال و بینقصی نداشته باشید. در عوض یاد بگیرید که در خلال روند مداوم رشدتان، شاد باشید. سفر خوش بگذرد. ارزش زیباییهای سفر را درک کنید و از آن لذت ببرید.
۳. تنها با تلاش است که شخصیت شما ارتقا مییابد
در طول مسیر زندگی و سفر توسعه فردی شما، مواقعی پیش میآید که شکستها باعث میشود به خودتان و تواناییهایتان شک کنید. هرگز در مقابل صداهای درونی تسلیم نشوید: صداهایی که به شما میگویند بهاندازهی کافی خوب نیستید، یا اینکه افراد موفق در زمینهی موردنظر شما بهنوعی مافوق بشر بودهاند. بدبینی برای رشد فردی سم است. قدرت رشد فردی را بشناسید و بدانید تنها با تلاش خود شماست که شخصیتتان بهبود مییابد. امیدواریم این مطلب به شما در راستای بهبود مهارت های توسعه فردی کمک کرده باشد.
ما انسانها در ذات خود تمایل به رشد داریم و میخواهیم زندگی خود را بهبود ببخشیم، ثروت بیشتری به دست بیاوریم، تناسب اندام و سلامتی بهتری داشته باشیم، روابط فردی و اجتماعی موثرتری را با سایر افراد زندگیمان بسازیم اما نکته اینجاست که به شکل دقیق نمیدانیم چگونه باید این کارها را انجام دهیم. توسعه فردی، راهی است برای رسیدن به آرزوها و آمالی که ممکن است فراموششان کرده باشیم. ما در این مقاله سعی داریم تا برترین و مهمترین نکاتی را که هر فردی برای رشد و توسعه و بالا بردن کیفیت زندگیاش به آن احتیاج دارد با شما در میان بگذاریم، مقولهای که بهطور کلی تحت عنوان توسعه فردی یا رشد فردی شناخته میشود.
توسعه فردی در گذشته
برخی از مهمترین مذاهب مانند ادیان ابراهیمی یا مذاهب هندی و همچنین فیلسوفان معاصرتر، از چیزهایی مانند عبادات، نوشتن، موسیقیها و همخوانیهای معنوی یا حتی ورزش استفاده کردهاند تا از این طریق کیفیت زندگی افراد را ارتقا دهند.
میشل فوکو در کتاب مراقبت از خویشتن از تکنیکی با نام اپیملیا epimelia یاد میکند که در رم و یونان باستان برای داشتن زندگی بهتر توصیه میشده است. در این تکنیک نکاتی در باب تغذیه سالم، تمرینات جسمانی، خودداری از عمل جنسی، تفکر، عبادت و اقرار توصیه میشده است؛ تکنیکهایی که بسیاری از آنها در سنت مسیحیت همچنان باقی مانده است.
در آسیای شرقی هم تکنیکهای جالبی برای بهبود و رشد فردی استفاده میشده است. یی وشو و تای چی چوآن از تکنیکهای باستانی چینی بودند که با تمرین تنفس و تمرین کنترل انرژی، مراقبه و هنرهای رزمی در کنار طب سنتی چینی مثل ماساژ و طب سوزنی برای بهبود زندگی افراد استفاده میشدهاند.
نکته جالب آنکه آموزههای دو تن از فیلسوفان باستانی مانند ارسطو و کنفسیوس امروزه نقش مهمی در توسعه فردی قرن ۲۱ ایفا میکنند، که یکی متعلق به سنت غربی و دیگر متعلق به سنت شرق دور است.
هند و سنتهای باستانی هند همچون یوگا و مراقبه و تکنیکهای تنفس هم هدفی جز ارتقاء زندگی پیروان خود نداشتند.
توسعه فردی در سال 2024
در قرن بیستم و با پایهگذاری رشته روانشناسی، به خصوص با حضور افرادی همچون فروید، آدلر و یونگ، بخشهای جدیدی به شناخت انسان از خودش افزوده است. در دورههای بعد با آمدن روانشناسان مثبتگرا این مسیر تغییر کرد زیرا روانشناسی مثبتگرا برخلاف روانشناسی رایج که به بیماریها و اختلالات میپرداخت، به دنبال تجربههای ذهنی مثبت و احساس خوب انسانها بود. لذت، شادی و شادمانی، سلامت، رضایت، انگیزه، خوشبینی و غرقگی در لحظات زندگی، از جمله بحثها و موضوعاتی بود که در نیمه دوم قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت. مقوله رشد و توسعه فردی در سال ۲۰۲۱ و با همه مشکلات و که جهان امروز (از جمله پاندمی کرونا) با آن مواجهه است به ابزاری قدرتمند برای حفاظت از جسم و روان ما تبدیل شده است. توسعه فردی در روزگار ما هم از حکمتهای کهن همچون یوگا، مراقبه و تمرینات تنفسی و هم از دانش روز جهان در زمینه روانشناسی و مدیریت استفاده میکند تا دریابد چگونه انسانها با همه استرسها و آشفتگیهای زندگی معاصر میتوانند برای خود زندگی بهتری خلق کند.
توسعه فردی شامل چه بخشهایی میشود؟
مهمترین بخش توسعه فردی رسیدن به شناخت از خود و در مرحله بعد شناخت استعدادها و توانایی و شکوفا کردن آنها و رسیدن به بهترین ورژن از خود است.
توسعه فردی، چیزی نیست که دوره خاصی از زندگی را شامل شود، توسعه فردی، مهارتی است که در سراسر زندگی افراد کاربرد دارد و به بهبود کیفیت زندگی فرد کمک میکند. درست است که این مهارت شامل خودیاری یا self-help هم میشود اما محدود به آن نیست و دایره وسیعتری از مهارتها را دربرمیگیرد.
توسعه فردی شامل بخشهای زیادی میشود که از جمله آنها میتوان به افزایش شناخت از خود، بهبود مهارتها و یادگیریهای جدید، شناخت استعدادها ونقاط قوت، پیشرفت در زمینه شغلی، شناخت تواناییهای بالقوه، بهبود سبک زندگی و بالاتر بردن کیفیت زندگی، بهبود مدیریت زمان، ارتقای سلامتی، بالا بردن وضعیت ثروت و جایگاه اجتماعی، رسیدن به آرزوها و خواستهای قلبی، بهتر شدن روابط اجتماعی و بالابردن هوش هیجانی، رشد و توسعه هویت معنوی اشاره کرد.
توسعه فردی علاوه بر اینکه یک روش برای بهبود زندگی افراد است، به عنوان یک صنعت روبه رشد هم در جهان حضور دارد و بخشهای مختلفی را به خود اختصاص داده که همه آنها تاثیراتی بر بهبود بخشهایی از زندگی انسان دارند. در کنار آموزش و یادگیری، کوچینگ، منتورینگ و مشاوره صنعتهای دیگری همچون تناسب اندام، تقویت حافظه، زیبایی یا حتی آموختن مهارتهایی مانند یوگا، مراقبه و اصلاح سبک زندگی زیر مجموعه این صنعت گسترده میشود.
شناختن خود
شاید بتوان گفت اولین مرحله برای توسعه فردی، افزایش شناخت و آگاهی از خود است. شناختن درونیات، افکار و احساساتی که ما شخصاً نقش مهمی در شکلگیری آن نداشتهایم و بیشتر تحت تأثیر خانواده، دوستان و اجتماع شکل گرفته است.
تمرین: چرخ زندگی چیست؟
تمرین چرخ زندگی را با هم انجام دهیم و نگاهی کلی به بخشهای مختلف زندگی خود داشته باشیم و ببینیم در کدام یک از بخشهای زندگی به توجه و مراقبت بیشتری احتیاج داریم:
چرخ زندگی دایرهای که به هشت قسمت مساوی تقسیم شده است و هر یک از این قسمتها به بررسی یکی از ابعاد زندگی میپردازد. مطابق شکل کار و درآمد مالی، سلامتی، تفریح و سرگرمی، عشق، خانواده، یادگیری و رشد، معنویت، دوستان و ارتباطات قسمتهای مختلف این دایره را تشکیل میدهند. البته شما میتوانید چرخ زندگی مخصوص به خودتان را داشته باشید و عوامل دیگری را که اینجا ذکر نشده به چرخ زندگیتان اضافه یا کم کنید. این بخش کاملاً تحت اختیار شما است. چیزی که مهم است این است که ما برای هر کدام از بخشهای مهم زندگیمان چه نمرهای را اختصاص میدهیم و تناسب آنها را با یکدیگر بررسی میکنیم. شما برای سنجش چرخ زندگیتان باید به هر قسمت نمره 0 نا 10 را دهید و سپس خانههای مربوط به آن را متناسب با نمره علامت گذاری مینمایید، پس از اتصال نقطهها به هم چرخ زندگی خود را به دست خواهید آورد. مثلاً تصویر زیر چرخ زندگی فردی است که از لحاط مالی و رشد و یادگیری موقعیت مناسبی دارد ولی از نظر خانواده، عشق، تفریح و دیگر موارد شرایط مناسبی ندارد پس خوب نچرخیدن چرخ زندگیش و نداشتن آرامش آن محتمل به نظر میرسد.
برای بررسی هر یک از موارد میتوانید از سولات زیر کمک بگیرید:
کار و درآمد مالی
درآمد ماهیانه شما چقدر است؟ کجا زندگی میکنید؟ چقدر پول نقد دارید؟ پس انداز و وضعیت مالیتان چگونه است؟ اگر بخواهید به سطح مالی زندگی خود نمره دهید از 10 چه نمرهای میدهید؟ آیا از شغل خود راضی هستید؟ درآمدتان خوب است؟ چقدر جای رشد و ترقّی در شغل شما وجود دارد؟
سلامتی
آیا از وضعیت سلامت خود راضی هستید؟ خدای نکرده آیا به بیماری خاصی مبتلا هستید؟ ورزش میکنید؟ امید به زندگی در شما چقدر است؟ هر چند وقت یکبار برای بررسی وضعیت سلامتتان به پزشک مراجعه میکنید؟ روزانه غذای خوب و میزان آب مناسب مصرف میکنید
خانواده
روابط شما با اعضای خانواده تا چه حدی رضایت بخش است؟ آیا حمایت آنها را دارید؟ چند ساعت از روز را با خانواده میگذرانید؟ آیا با آنها به تفریح میروید؟ برای بودن در کنار آنها اشتیاق دارید؟
عشق و رابطه عاطفی
آیا از رابطه عاطفی خود احساس رضایت میکنید؟ از ازدواج خود چقدر راضی هستید؟ در این رابطه چقدر احساس یکنواختی میکنید؟ آیا اصلاً فردی وجود دارد تا به او عشق بورزید و همینطور به شکل متقابل عشق دریافت کنید؟
یادگیری و رشد فردی
به یادگیری چقدر اهمیت میدهید؟ آیا همیشه در حال یادگیری هستید؟ به طور متوسط در ماه چه تعداد کتاب میخوانید یا از سایر محصولات آموزشی و فرهنگی استفاده میکنید؟ آیا در زمینه علم کاری خود به روز هستید؟ آیا در حال یادگیری زبان جدید هستید؟
معنویت
چه قدر معنویت، اعتقاد به نیرویی برتر در زندگی شما حضور دارد؟ چقدر احساس وحدت و همدلی با سایر افراد، موجودات و جهان هستی دارید؟ چقدر به دیگران کمک میکنید؟ آیا کارهای خیریه نقشی در زندگی شما دارد؟ آیا برای بهتر شدن زندگی در پیرامون خود قدمی برمیدارید؟
دوستان
دایره دوستان شما چگونه است؟ دوستانتان تا حد صمیمی هستند؟ آیا میتوانید در موقع گرفتاری روی کمک دوستان خود حساب کنید؟ چقدر از معاشرت و بودن با دوستانتان لذت میبرید؟
تفریح و سرگرمی
چه میزان از وقتتان صرف اوقات فراغت و تفریح میشود؟ تعطیلات را چگونه میگذرانید؟ به کجاها سفر میکنید و اصولاً برای منظمی برای سفر تفریحی دارید؟ برای اینکه سرگرم و شاد باشید چه کارهایی میکنید
شاخت عوامل محدودیت زا
علاوه بر اینکه بسیاری از ما نمیدانیم که استعدادهایمان چیست و در چه زمینههایی باید انرژی خود را صرف کنیم، عوامل محدودیت زا را هم به درستی نمیشناسیم. چیزهایی که حتی اگر در مسیر درست هم باشیم، مانع و کاهش دهنده سرعت ما در مسیر رشد و توسعه میشوند که از جمله آنها میتوان به استرس، اهمال کاری، کمال گرایی، عدم مدیریت زمان و… اشاره کرد:
مدیریت استرس
استرس، زمانی خودش را نشان میدهد که نیازهای ما با پیشبینیهای ما هماهنگی ندارد و درنتیجه بدن در نتیجه افکار شروع به واکنش نشان دادن میکند. این واکنشها میتواند میتواند به شکلهای گوناگونی مانند سفتی عضلات، اضطراب ناگهانی، افزایش ضربان قلب و فشارخون، تنفس سطحی، سرگیجه یا حتی نوعی تظاهرات شادی ظاهر شود.
دکتر هانس سلیه، اولین کسی بود که استرس را اینگونه تعریف کرد: «استرس پاسخ عمومی بدن به نیازهای او است.» استرس ممکن است موجب حس عدم توانایی در انجام کارها، وظایف و مسئولیتها هم باشد.
در هر صورت استرس دیگر به بخش جداییناپذیر دنیای مدرن و سرعتی ما تبدیل شده است؛ بهگونهای که همه افراد با انواع استرس از استرس شغلی گرفته تا استرس در زندگی شخصی مواجه هستند. از همین رو مدیریت استرس (stress management) یکی از مهارتهایی است که همه انسانها در زمانه ما به شدت به آن نیازمندند و کنترل و مهار آن باعث افزایش رضایت از زندگی چه به لحاظ جسمانی وسلامتی و چه به لحاظ روانی میشود. بنابراین هر فردی که به دنبال رشد و بهبود زندگی خویش است باید به این مهارت مجهز باشد.
یکی از موثرترین گامها برای مدیریت استرس، برونریزی است. برونریزی به این معناست که اصل وجود استرس، نه فقط انکار نشود بلکه اعلام و ابراز شود. برونریزی میتواند در اثر گفتگو با افراد دارای صلاحیت بدون قضاوت یا به شکل نوشتن صورت بگیرد.
عوامل دیگری هم در کاهش استرس مؤثر هستند، انجام فعالیتهایی مانند پیادهروی، مدیتیشن یا گوش دادن به موسیقی ملایم و مانند آن در کاهش استرس بسیار اثربخش هستند.
تمرین و آگاهی از مهارتهای تنفس یکی دیگر از روشهای اولیه و ابتدایی مدیریت استرس است، در مرحله بعد باید عوامل استرسزا شناسایی شوند و برای کم کردن آنها راههای عملی در نظر گرفته شود. انکار استرس، میتواند موجب افزایش استرس فرد شود و روی کارآیی او چه در محیطهای اجتماعی و چه در محیطهای فردی و روابطش تأثیر منفی بگذارد.
مدیریت زمان
همه ما با عبارت «وقت، طلاست» آشنا هستیم و میدانیم زمان تنها سرمایه واقعی ما در زندگی است با اینحال افراد بسیار کمی ااز زمان بهبهترین نحو استفاده میکنند.
امروزه مدیریت زمان یا time management یکی از مهارتهای مهم در مسیر توسعه و رشد فردی به شمار میرود و نداشتن این مهارت، موجب پسرفت و عقب ماندن در کار و زندگی است. نداشتن وقت کافی برای روابط، نداشتن وقت کافی برای مطالعه و یادگیری و موارد مشابه سرعت ما و کیفیت زندگی ما را کاهش میدهد و به استرس در زندگی تبدیل میشود.
هنگامیکه زمان را میکُشید، فرصتهای خود را برای انجام کارهای بیشتر از دست میدهید. انسانهای موفق هر روز، میزان بیشتری از هر ساعت و هر لحظه خود استفاده میکنند. باید بدانید که چه چیزهایی هر روز مانع از انجام کارهایتان میشود و آن را از بین ببرید؛ این کار درست مانند آفتکشی است. این را به خاطر بسپارید که مدیریت زمان یک عادت است و ساخت این عادت میتواند زندگی شما را از این رو به آن رو کند؛ عادتی که میشود به سادگی آموخت و برای همیشه از کمبود وقت خلاص شد.
مهمترین راه برای مدیریت زمان، داشتن طرح یا هدف مشخص است. برای رسیدن به اهداف خود برنامهریزی داشته باشید. بعد از تعیین هدف، آنچه نیاز دارید، یک برنامهریزی دقیق برای رسیدن به اهداف بلندمدت و کوتاهمدت است تا بتوانید وظایف، کارها و پروژههایتان را اولویتبندی کنید؛ بههیچعنوان از مسیر اصلی هدفتان خارج نشوید و به بیراهه نروید. مدیریت زمان جاده رسیدن به هدف را هموارتر میکند.
باید این را همواره بدانیم که زمان روبهجلو در حرکت است و فرصت برای هیچگونه برگشتی وجود ندارد. در دنیای سنگها برای تبدیلشدن به الماس، بیش از هر چیزی به زمان نیاز است؛ اینگونه شاید کمی ارزش زمان را درک کنید. دیر یا زود متوجه خواهید شد که تنها چیزی که بیش از هر چیزی لازم دارید، زمان است.
رفع اهمال کاری
اهمال کاری یا procrastination به معنای به تأخیر انداختن کارها است. شاید یکی از دلایل مهم اهمالکاری، همان چیزی باشد که فروید با نام «اصل لذت» از آن یاد کرده است. به این معنا که ما ترجیح میدهم تا در وهله اول به چیزهای خوشایندمان بپردازیم و از انجام کارهایی که ممکن است کمی سخت باشد، فرار کنیم.
اهمال کاری تبعات بسیار زیادی در مسیر موفقیت ما ایجاد میکند و همه برنامهریزیها و اهداف ما را به تأخیر میاندازد. علاوه بر این، اهمال کاری میتواند منجر به ایجاد احساس گناه شود که درنتیجه استرس و اضطراب و افسردگی را با خود به همراه خواهد داشت.
البته از این نکته هم نباید غافل بود که در برخی موارد، اهمالکاری خود در نتیجه افسردگی، استرس وترس از شکست و عدم موفقیت حاصل میشود. اهمال کاری میتواند موجب از دست رفتن فرصتهای زیادی در زندگی ما شود. نکته دیگر این است که اهمالکاری، اعتماد دیگران نسبت به ما خدشهدار میشود. مدیر، خانواده یا دوستان دیگر قادر به اعتماد به وعدههای ما نیستند و ما را در چرخهای معیوب از روابط مشکل ساز میاندازد که خود تبعات جدیدی به همراه دارد.
اولین نکته در رفع اهمالکاری، دست برداشتن از سرزنش کردن خود است. در قدم بعدی شناسایی عواملی است که ما را به اهمال کاری وا میدارد. آیا ما برای به موقع انجام دادن کارهایمان به کسی احتیاج داریم تا ما را حمایت کند؟ آیا ترس از شکست است که ما را به فراری دادن از انجام کارها وامیدارد؟ بنابراین، شناخت عوامل ایجاد کننده اهمال کاری مهمترین قدم برای رفع آن است.
عوامل را شناسایی کنید. آنها را یادداشت کنید و با کمک افراد متخصص برای رفع آنها قدم بردارید. مطمئن باشید که سرزنش کردن خودتان هیچ کمکی به شما نمیکند بلکه اینجا جایی است که مثل یک رفیق باید پای درددلهای خودتان بنشینید و ببینید واقعاً به چه چیزی برای گذر از این مانع نیاز دارید و بعد برای آن اقدام کنید.
کمک گرفتن را فراموش نکنید. کمک گرفتن از افراد صاحب صلاحیت و بدون قضاوت، رفع این مانع را برای شما بسیار آسان خواهد کرد.
کمال گرایی
کمال گرایی یا Perfectionism یکی از ویژگیهای رفتاری انسان است. کمالگرایی درواقع نوعی قفل ذهنی است که فرد در آن، خود یا دیگران را مجبور میکند که کار و وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد و انتظارات فرد فراتر از کیفیت عملکرد امکانات موجود است. او اعتقاد دارد فقط یک راه درست وجود دارد؛ به همین علت هیچ اشتباهی، حتی اشتباه کوچک نباید صورت بگیرد.
کمالگراها بر این باروند که همهچیز باید کامل باشد یا اصلاً وجود نداشته باشد. افراد کمال گرا معمولاً اهداف را طوری انتخاب میکنند که قابل دستیابی نیستند و منطقی برای آنها وجود ندارد، آنها ارزش خود را در رسیدن به اهداف خود میدانند و زندگی را برای خود سخت میکنند.
عدهای معتقدند که کمال گرایی دو شکل مثبت و منفی دارد؛ به این معنا که در کمال گرایی منفی اهداف تعیین شده قابل دسترس نیستند و موجب سرخوردگی و حتی افسردگی میشوند.
در کمال گرایی مثبت اهداف تعیین شده بالاتر از حد متعارف اما قابل دسترسی هستند و اگر فرد به اهداف و معیارهای خود دست پیدا نکند، شخصیتش ویران نمیشود و اعتماد به نفس خود را از دست نمیدهد. فرد کمال گرا در شکل مثبت برای تمام موارد آمادگی دارد و همین مسئله باعث پیشرفت او میشود. همچنین در پایان برای عملکرد صحیح و مطلوب به خود و دیگران پاداش میدهد، مهارت سازماندهی مناسبی دارد و به علت بلندپروازی معقول، بیشتر جوانب کار را میسنجد.
برای درمان کمال گرایی منفی، فرد باید ابتدا کمال گرا بودن خود را بپذیرد و سپس حوزه کمال گراییاش را مشخص کند چون افراد در همه حوزهها کمال گرا نیستند، این حوزهها میتواند شامل: اندام، زیبایی، لباس و آرایش، تحصیل، کار، روابط فردی و اجتماعی، ثروت و مانند آن باشد.
راههای زیادی برای درمان کمال گرایی وجود دارد که اگر از جمله آنها میتوان به فاصله گرفتن از ارزشهایی غیرواقعی مانند تبلیغات شبکههای اجتماعی درباره روابط، موقعیت و ثروت اشاره کرد.
مثبت بودن و تاکید روی نقاط مثبت هم تأثیر به سزایی در رفع این مانع دارد. نسبت به خودتان ملایم و مهربان باشید. برای کارهایی که انجام میدهید، ارزش قائل شوید و برای انجام کارها به خود پاداش دهید. در عین حال خودتان را با دیگران مقایسه نکنید؛ مقایسه کردن مثل سم عمل میکند. مقایسه کردن خود با افرادی که از نظر شما قهرمان هستند باعث تشدید کمال گرایی میشود، پس خودتان را صرفاً با خودتان مقایسه کنید.
شما ارزشمند هستید و دوست داشتنی، این نکته را هیچ وقت فراموش نکنید.
رسیدن به منِ مطلوب با شناخت استعدادها
شناسایی استعدادهای ما، گام مهمی در راه رسیدن به من مطلوب است، چه بسیار افرادی که بخش مهمی از عمر خود را در صرف کارهایی کردهاند که در مسیر استعدادهای آنها نبوده است و همین امر موجب اتلاف انرژی و تحمل موقعیتهای سختی برای آنها شده است. اگر مسیر زندگی شما با استعدادهای شما همراستا نباشد چیزی جز خستگی و فرسودگی نصیبتان نخواهد شد. متاسفانه بسیاری از افراد برای جلب رضایت خانواده یا جامعه دست به انتخابهایی میزنند که با روحیات و استعدادهای آنها همخوانی ندارد و چنین تصمیمهایی موجب کاهش کیفیت و رضایت آنها از زندگی میشود.
بهترین راه شناخت استعدادها
استعدادیابی راه شناخت بهتر شماست. با وجودی که تستها و آزمونهای زیادی برای شناسایی تیپ شخصیتی و درنتیجه استعدادهای شما وجود دارد، اما بهترین راه، صرف وقت، نوشتن و به یادآوردن فعالیتهایی است که از انجام آنها یا مشاهده آنها لذت بردهایم. بنابراین یکی از سادهترین روشها برای شناسایی استعدادهایتان این است که ببینید که چه زمانهایی و در انجام چه کارهایی احساس رضایت کردهاید و حتی زمان را به فراموشی سپردهاید.
هدف گذاری
یکی از بخشهای مهم مسیر رشد وتوسعه فردی داشتن تصویری از من مطلوب و هدف گذاری برای رسیدن به آن است. این من مطلوب به معنای، نارضایتی از من کنونی نیست بلکه به معنای قابلیت رشد و کمال در انسان است. انسان همیشه و در همه حال میتواند رشد کند و اگر در جایی این رشد توقف داشته باشد به معنای رکود و سکون است زیرا پیشرفت و رشد در انسان پایانی ندارد.
شاید برایتان جالب باشد که تنها سه درصد از افراد دنیا هدف مشخصی دارند و در حال تلاش برای رسیدن به آن هستند و حتی تعداد کمتری آن را مکتوب میکنند و نکته جالبتر اینکه افرادی که اهدافشان را مکتوب میکنند به احتمال بسیار بالایی به آن دست پیدا میکنند.
اهداف میتواند یک آرزو، خواسته یا نتیجه دلخواه در آینده دور یا نزدیک باشد که لازم است برای به دست آوردن آن برنامهریزی شود و اقدامهای عملی در راستای آن صورت پذیرد. بنابراین اهداف را میتوان در دستهبندیهای مختلفی قرار داد و برای آنها طرح ریزی کرد. ولی هدف گذاری باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟ خوب است که در این مرحله با هدفگذاری هوشمند یا اسمارت بیشتر آشنا شوید.
هدف گذاری اسمارت یا هدفگذاری هوشمند چیست؟
اسمارت (SMART) از ابتدای کلمات زیر تشکیل شده است:
مشخص Specific، قابل اندازه گیری Measurable، دست یافتنی Attainable، واقع گرایانه Realistic، در محدوده زمانی مشخص Time Bound.
به این معنا که ما دقیقاً میدانیم در بخشهای مختلف زندگی که در تمرین چرخ زندگی به آن پرداختیم میخواهیم به چه مقاصدی برسیم و از خودمان چه انتظاراتی داریم. مقاصد ما برایمان کاملاً روشن و مشخص هستند، زمان مشخصی برای آنها تعیین شده و میدانیم که قابل اندازهگیری، دستیافتنی و واقعگرایانه انتخاب شدهاند. به این ترتیب ما از دام رویاپردازیهای بیهدف خلاص میشویم و با برنامه ریزی اقدامات عملی مؤثر را شروع میکنیم.
علاوه بر نکات مطرح شده، برای تعیین یک هدف مشخص لازم است که به پرسشهای زیر پاسخ دهیم، پرسشهایی که به ۵ دبلیو معروف هستند زیرا همه آنها با حرف دبلیو در زبان انگلیسی آغاز میشوند:
- چه کسی Who؟ چه کسی یا چه کسانی در این هدف مشارکت دارد؟
- چه چیزی What؟ چه چیز یا چیزهایی قرار است به دست بیاید؟
- کجا Where؟ این هدف قرار است در چه مکانی به واقعیت تبدیل شود
- کِی When؟ این هدف قرار است در چه بازه زمانی تحقق پیدا کند
- چرا Why؟ دلایل و مزایای مشخص رسیدن به این هد.
بخش چرایی هدفگذاری از سایر بخشهای آن اهمیت بیشتری داشته باشد زیرا به قول جمله معروف دکتر ویکتور فرانکل «هر کس که چرایی زندگی را یافته با هر چگونگی خواهد ساخت». داشتن چرایی محکم نه فقط ما را در رسیدن به اهدافمان محکمتر و راسختر میکند بلکه معنابخش زندگی ما هم خواهد بود و به آن رنگ دیگری خواهد داد.
داشتن معنا و هدف در زندگی، یکی از شاخصههای افراد موفق و توانمند است.
از سوی دیگر، یکی از مشکلاتی که در مسیر هدفگذاری ممکن است دردسرساز شود، داشتن اهداف متعدد است یعنی شما همزمان به چند موضوع مشخص علاقهمند هستید و میخواهید برای همه آنها سرمایهگذاری کنید ولی باید از این مساله آگاه باشید که همه ما در زندگیمان منابع محدودی داریم که از جمله آنها زمان، ثروت و انرژی است و دقیقاً به همین خاطر است که باید تا جای ممکن از این منابع در راستای اهداف گزینشی استفاده کنیم.
بنابراین ابتدا اهداف کوتاهمدت و بلندمدت خود را در دفتر خود یادداشت کنید و سعی کنید بین آنها تعادل برقرار کنید و اولویتبندی درستی از آنها داشته باشید. سپس فهرستی از کارهایی که به شما کمک میکند تا به اهداف خود برسید تهیه کنید و در برنامه روزانه خود زمانی را برای انجام آنها اختصاص دهید.
برنامهریزی
برنامه ریزی زمانی اهمیت پیدا میکند که ما اهداف مشخصی را در زندگی خود انتخاب کرده و دنبال میکنیم. برنامهریزی میتواند برای زندگی شخصی یا مسیر حرفهای یا هر دوی آنها باشد. برای این منظور باید به همه کارهایی که برای خود مشخص میکنید، عمل کنید و به مرور زمان به اهداف خود نزدیک و نزدیکتر شوید. ممکن است همه شما برای کارهای روزانه خود برنامه ریزی کنید؛ اما پس از مدتی هیچ شوقی برای اجرای آن نداشته باشید. برای جلوگیری از این اتفاق انتخاب برنامهای که در کوتاهترین زمان، بازدهی زیادی داشته باشد، بسیار اهمیت دارد.
برنامهریزیها میتوانند کوتاه مدت یا بلند مدت باشند اما برخی از ویژگیهای برنامه ریزی در همه آنها مشترک هستند:
- قرار دادن اهداف سالانه
زمانی که اهداف کلی خود را در یک سال به خوبی مشخص نکنید، نمیتوانید برنامه ریزی ماهانه نیز داشته باشید.
بهتر است اهداف بزرگ خود را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید تا در صورت موفقیت در هر بخش انگیزه بیشتری برای تلاش کردن داشته باشید. وجود اهداف سالانه باعث میشود انگیزه بیشتری برای تلاش کردن در راستای رسیدن به اهداف داشته باشید.
- یادداشت رویدادهای یک ماه آینده
همانطور که گفته شد میتوانید اهداف خود را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و هر ماه میزان موفقیت خود را ارزیابی کنید. یادداشت رویدادهای یک ماه آینده هنگام برنامه ریزی باعث میشود کارهایی را که میخواهید در یک بازه زمانی انجام دهید مشخص کنید.
- بررسی هفتگی کارها
مرور هفتگی کارها در برنامه ریزی به شما کمک میکند جزئیات بیشتری از کارهای خود را بررسی کنید و زمانهای خالی هر روز را شناسایی کنید. با این کار میتوانید زمان خود را به خوبی مدیریت کنید و برخی کارهای خود را در راستای رسیدن به اهداف در این زمانها انجام دهید.
- بررسی روزانه کارها
بررسی روزانه کارها به شما کمک میکند از مسیری که برای خود مشخص کردید منحرف نشوید و فقط بر کارهای خود تمرکز کنید.
- یادداشت کردن سه کار مهم
در ابتدای برنامه ریزی سه مورد از کارهای ضروری روزانه که اهمیت زیادی دارد را مشخص کنید تا تمرکز اصلی شما در طول روز انجام دادن آن سه مورد باشد.
بیشتر رفتارهای روزانه ما تحت تأثیر عادتهای ما قرار دارد؛ بنابراین داشتن یک برنامه ریزی شخصی به شما کمک میکند تا عادتهای بد خود را پیدا کنید و آنها را با عادتهای مثبت جایگزین کنید. تهیه و تنظیم برنامه ریزی شخصی، باعث هدایت افراد به سوی موفقیت میشود. حتی اگر بتوانید در روز ۱۰ دقیقه را به انجام کارهای مفیدی در راه رسیدن به اهداف خود اختصاص دهید، در طول یک سال، ۶۰ ساعت طلایی خواهید داشت.
یکی از بهترین روشهای برنامهریزی، ساخت خرده عادتهای مثبت است. زیرا خرده عادتهای مثبت و مؤثر در بلند مدت میتواند نتایج شگفتی را به وجود آورد.
وجود برنامه روزانه خوب علاوه بر اینکه بازدهی شما را برای انجام کارها بیشتر میکند، هیجان و استرس را هنگام تصمیمگیری کاهش میدهد و باعث منظم شدن شما در انجام کارهای روزانه میشود.
برنامه توسعه فردی (PDP) چیست؟
برنامه توسعه فردی یا Personal Development Plan که به اختصار به آن PDP میگویند؛ یک برنامهریزی توسعه یافته است، که فرد بهوسیله آن خود را ارزیابی میکند و برای آینده، اهداف شخصی، تحصیلی و کاری خود برنامهریزی میکند و در مسیر رسیدن به اهداف خود حرکت کند.
در حال حاضر داشتن یک برنامه توسعه شخصی، برای بسیاری از سازمانهای موفق به مهمترین بخش آموزش تبدیل شده است. آنها از کارکنان بخشهای مختلف میخواهند برنامه توسعه و یادگیری داشته باشند. این برنامه باعث گسترش مهارتهای موجود و کسب مهارتهای جدید برای افراد میشود. برنامه توسعه فردی به این معنا نیست که شما در آینده هیچ مشکلی نخواهید داشت، چون مشکلات همیشه وجود دارند؛ اما شما برای رفع آنها عملکرد بهتری خواهید داشت.
مراحل تهیه و تدوین برنامه توسعه فردی شامل موارد زیر است:
۱– شناسایی مهارتهای فردی موجود و نقاط ضعف و قوت
۲– هدفگذاری برای رسیدن به وضعیت مطلوب
۳– ایجاد نقشه راه برای رسیدن به اهداف مورد نظر
۴– ارزیابی نقشه ایجاد شده
۵– ثبت کردن مسیر پیموده شده
۶– زمانبندی مسیر حرکت
پایه و اساس رسیدن به هر موفقیتی، توسعه فردی است. رسیدن به موفقیت و توسعه فردی در یک روز اتفاق نمیافتد؛ شما باید برای آن به خوبی برنامهریزی کنید، سپس آن را اجرا کنید. برخی راهکارها که به شما کمک میکند برنامه توسعه فردی را به خوبی اجرا کنید عبارتاند از:
- مسئولیتپذیری
اولین کار برای اجرای برنامه توسعه فردی این است که مسئولیتپذیر باشید و دیگران را متهم نکنید. تا زمانی که از نتایج کارهای خود فرار میکنید، نباید انتظار پیشرفت در کارهای خود را داشته باشید. فردی که با شجاعت با نتایج کارهای خود روبهرو میشود، بزرگترین قدم را در رشد و توسعه فردی برداشته است.
- مدیریت استرس و نگرانی
زمانی که برای انجام کارهای خود استرس دارید نمیتوانید پیشرفت کنید. استرس و نگرانی مانند کولهباری از سنگ است که اگر آنها را رها نکنید مسیر رسیدن به پیشرفت را برای شما کند میکند.
- خودباوری
یکی از راههای موفقیت در اجرای برنامه توسعه فردی خودباوری و اعتمادبهنفس است. فردی که خودباوری و اعتمادبهنفس نداشته باشد نمیتواند از تواناییهای خود به درستی استفاده کند و همیشه به دیگران نیاز دارد. افرادی مانند استیو جابز، مارتین لوتر، ایلان ماسک و… افرادی هستند که با خودباوری به موفقیت رسیدهاند. آنها ممکن است چندین بار در زندگی شکست خورده باشند، اما به دلیل خودباوری از تلاش کردن خسته نشدند.
چرا داشتن طرز فکر رو به رشد اهمیت دارد؟
طرز فکر هر کسی نسبت به هر موضوعی نشانگر میزان موفقیت شما درباره همان موضوع خاص است. برای نمونه ممکن است شما فکر کنید که استعداد خاصی در زمینه مسائل هنری یا آموزشی ندارید، در واقع این نگرش، بیانگر طرز فکر یا mindset شما است که در پی آن میزان رشد و موفقیت شما را نشان خواهد داد.
در واقع باور شما نسبت به قابل تغییر یا ثابت بودن کیفیتهایی مانند هوش و استعداد، طرز فکر شما را میسازد.
افراد با طرز فکر ثابت یا ایستا (FIXED MINDSET)معتقدند که این کیفیتها (هوش و استعداد) ارثی، ثابت، و غیرقابل تغییر است و از سوی دیگر افراد با طرز فکر مبتنی بر رشد (GROWTH MINDSET) یا قابل تغییر، معتقدند که این تواناییها میتواند با تعهد و پشتکار توسعه یابد و تقویت شود.
بر اساس نظر کارول دوک (Carol Dweck)، استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد و یکی از محققان معروف در زمینه طرز فکر، باورهای شما نقشی اساسی در آنچه میخواهید و یا به آن میرسید، دارد. دوک بر اساس مطالعاتش به این نتیجه رسید که طرز فکر شما نقش مهمی در تعیین موفقیت شما دارد.
دو نوع طرز فکر
طرز فکر به معنی این است که در هر شرایطی ما دو نوع طرز فکر داریم که سیستم باورها و ذهنیت ما را هدایت میکند:
۱–طرز فکر ثابت (ایستا) که معتقد است آدمها یک سری ویژگیهای ثابت و تغییرناپذیر دارند.
۲–طرز فکر رشد (تغییرپذیر) که معتقد است هرکسی با تلاش و تمرین و پشتگار میتواند پیشرفت کند. افرادی که دارای طرز فکر رشد هستند به یادگیری اعتقاد ندارند و هوش و ویژگیهای ثابت را عاملی برای پیشرفت نمی دانند.
طرز فکرها هم دائمی نیستند و میتوانند بر اساس عوامل متعدد در طول زندگی انسان تغییر کنند.
به کلی میتوان گفت طرز فکر ایستا یا ثابت طرز فکری است که باعث انتخاب مسیرهای اشتباهی میشود و طرز فکر رشد، طرز فکری است که باعث میشود در لحظات مختلف، تصمیم درست را گرفت.
پورفسور دوک تحقیقش درباره این موضوع را با طرح یک سؤال شروع کرد:
اگر به کودکان یک مسئله سخت برای تحقیق دهید چه اتفاقی می افتد؟
بعضی از کودکان مسئله را به عنوان یک چالش و تجربه یادگیری در نظر میگیرند و بعضی دیگر احساس میکنند حل آن غیرممکن است.
کودکان گروه اول طرز فکر مبتنی بر رشد دارند. زمانی که با مسئله مشکلی مواجه شدند، معتقدند که میتوانند یاد بگیرند و مهارتهای مورد نیاز برای حل مسئله را گسترش دهند. کودکان گروه دوم طرز فکر ثابتی داشتند؛ آنها معتقد بودند که هیچ راهی برای حل مسئله وجود ندارد و حل آن خارج دانش و تواناییشان است.
چرا طرز فکر دارای اهمیت است؟
طرز فکر شما نقش مهمی در چگونگی کنار آمدن و مواجه شدن با چالشها و مشکلات زندگی دارد. در مدرسه طرز فکر مبتنی بر رشد میتواند منجر به پیشرفتهای بزرگتر و تلاشهای بیشتر شود.
بهعنوان مثال زمانی که شما با مشکلی مانند پیدا کردن شغل روبهرو میشوید اگر دارای طرز فکر مبتنی بر رشد باشید، مقاومت و پشتکار فوق العاده ای از خودتان نشان خواهید داد در حالی که افراد با طرز فکر ثابت تمایل به رها کردن مشکل دارند افراد با طرز فکر متغیر تمایل زیادی برای پیدا کردن راه حل و نتیجه پشتکار بیشتر دارند و در مقابل موانع و مشکلات پیش رو کمتر نا امید میشوند.
پورفسور دوک در کتاب خود یعنی «طرز فکر» توضیح میدهد افراد با طرز فکر ثابت تمایل به دریافت تحسین و تأیید دارند: «من افراد زیادی با این ویژگی را در کلاس درس، مشاغل، و ارتباطشان دیدهام. افراد با طرز فکر ثابت در هر موقعیتی منتظر و خواهان دریافت تأیید دیگران درباره هوش، شخصیت یا ویژگیهایشان هستند. هر موقعیتی را ارزیابی میکنند: آیا موفق خواهم شد یا شکست خواهم خورد؟ با هوش بنظر میرسم یا کند ذهن؟ توسط دیگران پذیرفته خواهم شد یا رد؟ حس یک برنده را خواهم داشت یا بازنده؟»
از سوی دیگر، افراد با ظرز فکر مبتنی بر رشد، تشنه یادگیری هستند. به تلاش زیاد و کشف چیزهای جدید تمایل دارند. چالشها را پذیرفته و به عنوان یک شخص رشد میکنند. زمانی که افراد با طرز فکر مبتنی بر رشد با وجود تلاش موفق نمیشوند، مایل نیستند تا آن را به عنوان شکست یا نا امیدی در نظر بگیرند. در عوض آن را به عنوان یک تجربه یادگیری در نظر میگیرند که منجر به رشد و تغییر میشود.
طرز فکر چگونه شکل میگیرد؟
دوک میگوید دو شکل بیان شده از طرز فکر افراد، در سالهای ابتدایی زندگی و به شیوهای که پرورش یافتند و یا بر اساس تجربیاتشان در مدرسه شکل میگیرد.
در طرز فکر ثابت کودکان یاد گرفتهاند بجای عاشق یادگیری بودن و تلاش کردن صرفاً باید باهوش بنظر برسند
آنها بسیار در پی این هستند که بدانند توسط افراد دیگر چگونه قضاوت میشوند و اینکه قضاوتها ممکن است پایینتر از انتظاراتشان باشند نگران هستند.
در طرز فکر مبتنی بر رشد کودکان یاد گرفتهاند تحقیق کنند، تجربیات جدید بیاموزند و از مواجهه با چالشهای جدید لذت ببرند. بیش از آنکه اشتباهات را به عنوان یک مانع ببینند، تمایل دارند چیزهای جدیدی یاد بگیرند و همه اشتباهاتشان را فرصتی برای یادگیری و شکوفا ساختن تواناییهای بالقوه خود میدانند.
داشتن شناخت کافی نسبت به طرز فکر شما را بسیار توانا میکند و این درک را به شما میدهد تا در مواردی که طرز فکر ایستا به سراغتان میآید ، به سریعا از خودتان حساسیت نشان داده و آن را تغییر دهید.
اولین گامها برای داشتن یک زندگی متفاوت
حالا که تمامی مراحل بالا را در زندگی خود در نظر گرفتهاید، موانع را تا حد امکان کنار زدهاید و عوامل رشد دهنده را در خودتان پرورش دادهاید، زمان رسیدن به اهداف عالیای است که برای خود انتخاب کردهاید، اهدافی که از طریق گامهای کوچک و مؤثر و ساخت عادتهای مثبت در زندگی افراد موفق و مؤثر اتفاق میافتد. اینجا نکتهای که باید در نظر داشته باشید ساخت عادتهای مثبت است. عادتهای مثبت مانند ستونها و اسکلتهای یک ساختمان هستند که طی هر شرایطی انسانها را قوی و مستحکم در مسیر اهدافشان نگه میدارد.
نکته دیگر کمک گرفتن از نیروهای متخصص است. تقریباً ۹۸ درصد از افرادی که از تخصص کوچینگ استفاده کردهاند، ابراز رضایت کرده و گفتهاند که زندگیشان بهتر شده است. کمک کردن و کمک گرفتن یکی از مهارتهایی که افراد زیادی از آن آگاهی ندارند و گاهی آن را معادل ضعیف بودن میدانند. کمک گرفتن و قرار گرفتن در فضاهای رشد و بودن در کنار افرادی که آنها هم برای رشد و توسعه خود وقت و انرژی میگذارند، سهم مهمی در تسهیل مسیر ما دارد.
علاوه بر موارد ذکر شده یادگیری یکی از پایههای مهم رشد فردی است. شرکت در دورهها و کلاسهای طراحی شده در این زمینه چه بهشکل حضوری و چه به شکل مجازی میتواند شما را در رسیدن به من مطلوبتان یاری برساند.
دوره نامبر وان (NO.1)
دوره نامبر وان (NO.1) دورهای ویژه در زمینه توسعه و رشد فردی است. خوشبختانه امروزه صنعت آموزش و بهبود مهارتهای فردی این قابلیت را پیدا کرده که از دورههای فردی و گروهی را در آموزشگاهها و کلینیک های تخصصی روانشناختی برگزار کند؛ این موضوع سبب شده تا هزینههای ارزانتری نسبت به مراکز دانشگاهی برای مخاطبان هم از نظر زمانی و هم از نظر مالی در پی داشته باشد و بدین ترتیب زمینه را برای طرفدارانش فراهم سازد.
کلینیک حال خوب من به منظور برگزاری دوره نامبر وان (NO.1) توانسته با توجه به در نظر گفتن شرایط خاص سال 2024 و نیاز بالای این دوره برای عموم، آن را با مناسبترین هزینه و در کوتاه ترین زمان ممکن برای همه افرادی که علاقهمند به کنترل زندگی خود در شرایط عادی و بحرانی زندگی هستند، ارائه کند و روابط، موقعیت مالی و موقعیت اجتماعی آنها را ارتقا دهند.
این دوره ویژه ماحصل بیش از بیست سال تجربه، دانش و آموختههای متخصصان و دانش آموخته گان روانشناسی و مدیریت، در کلینیک حال خوب من است. همکاران و متخصصان کلینیک بر این باور هستند که فقط ۴٪ افراد جامعه خوشحال، ثروتمند، موفق و دوستداشتنی هستند. بنابراین اگر دوست دارید جزو این ۴٪ باشید و در شرایط بحرانی هم بهراحتی از زندگی لذت ببرید و تا بینهایت پیشرفت کنید، یادگیری و بودن در فضای رشد را برای خود فراهم کنید. خوشبختانه فضای رشد برای شما مهیا شده و افراد کارآزمودهای هم وجود دارند که شما را در این مسیر همراهی میکنند.
دوره نامبر وان (NO.1) دورهای است که میتواند زندگی شما را متحول کند، زیرا شما با کسب شناخت بهتر از خود و اهدافتان بهتر میتوانید مسیر موفقیت را طی کنید و در جایگاهی که شایستهاش هستید قرار بگیرید، از اشتباهات و رفتن در مسیرهای نادرست خودداری کنید و قدمهایتان را با اطمینان بیشتری بردارید.
البته اگر تاکنون در دورههای خودشناسی شرکت کرده باشید و اهدافتان مشخص و واضح باشد بیشتر از سایرین از این دوره بهره میبرید ولی اگر هنوز در زندگی سردرگم هستید و درست نمیدانید که باید به چه اقداماتی انجام دهید تا زندگی بهتری داشته باشید، این دوره به شما کمک میکند هرچه سریعتر نقاط قوت، استعدادها و اهداف خود را شناسایی کنید و با برنامه ریزی و سرعتی هرچه بیشتر به نسخهای شادتر، سالمتر و توانمندتر خودتان نزدیک شوید.
شما هم دلتان میخواهد هر روز خودتان را بهتر کنید؟
سلستین چاو معتقد است هدف زندگی رشد فردی و هر روز بهترشدن است و در این زمینه به خودش و دیگران کمک میکند. او بعد از سالها به این نتیجه رسیده است سفر رشد فردی هیچوقت به پایان نمیرسد و همیشه چیزی وجود دارد که میتوانیم بهترش کنیم. خانم سلستین تجربیاتش را در قالب چند نکته عملی در اختیار افرادی گذاشته است که مشتاق رشد و توسعه فردی هستند در این جا آن نکات را مرور میکنیم. با ما همراه باشید.
۱. هر روز کتاب بخوانید
کتاب منبع دانش و خرد است. هرچه بیشتر کتاب بخوانید، دانش بیشتری به دست خواهید آورد. میتوانید از کتابهایی مثل «چه کسی پنیر مرا جابهجا کرد؟» و “هفت عادت“ شروع کنید و بعد طبق سلیقه خودتان پیش بروید.
۲. یک زبان جدید یاد بگیرید
یادگیری زبان تجربهای عالی است. فرایند آشناشدن با یک زبان و فرهنگ جدید، ذهن شما را باز میکند.
۳. سرگرمیهای جدید انتخاب کنید
بهجز سرگرمیهای معمولتان، چیز جدیدی هست که بتوانید انتخاب کنید؟ مثلا سراغ ورزشی جدید بروید مثل فوتبال، اسکی یا اسبسواری. همچنین میتوانید سرگرمی تفریحی انتخاب کنید، مثل:
- سفالگری؛
- آشپزی؛
- رقص؛
- طراحی وب.
یادگیری چیزهای جدید باعث رشد جنبههای مختلف شما میشود، جنبههای جسمی و روحی و احساسی.
۴. در یک دوره آموزشی جدید شرکت کنید
شرکت در دورههای آموزشی روشی عالی برای یادگرفتن دانش و مهارتهای جدید است و با آدمهای جدید هم آشنا میشوید. لازم نیست دوره بلندمدت باشد. میتوانید در کارگاهها و سمینارهای چندروزه شرکت کنید.
۵. اتاقتان را الهامبخش کنید
اتاق شما روحیه و حالات شما را تعیین میکند. اگر در محیطی الهامبخش زندگی کنید، واقعا ایدههای جدید به ذهنتان میرسد. میتوانید:
- پردهها را کنار بزنید که هم اتاقتان را روشن شود و هم از فواید نور خورشید بهره ببرید؛
- نوشتهها و عکسهای الهامبخش به دیوار بزنید؛
- از لوازمی استفاده کنید که رنگ روشن دارند.
۶. به ترسهایتان غلبه کنید
همه ما ترسهایی داریم، مثلا ترس از:
- صحبت کردن در جمع؛
- بلاتکلیفی؛
- ریسک کردن.
این ترسها ما را متوقف میکنند. اگر ترسهایتان را شناسایی کنید، حوزههایی را که در آنها نیاز به رشد و توسعه فردی دارید هم خواهید شناخت. در واقع ترس مثل قطبنمای رشد عمل میکند. اگر از چیزی میترسیم، یعنی باید در آن زمینه رشد کنیم.
۷. مهارتهایتان را ارتقا بدهید
هرچقدر بیشتر تمرین کنید، مهارتهایتان بیشتر میشوند. پس حتما برای توسعه فردی به فکر تمرین و بهترکردن مهارتهایتان باشید.
۸. برای رشد فردی سحرخیز باشید
زود بیدار شدن (مثلا ساعت ۵ یا ۶ صبح) واقعا به کارآمدی و کیفیت زندگی شما کمک میکند. وقتی صبح زود از خواب بیدار میشوید، انرژی و سرزندگیتان تا شب ادامه پیدا میکند و به همه کارهای روزانهتان میرسید.
۹. برنامه ورزشی روزانه داشته باشید
هرچه زودتر به فکر رویفرمآمدن باشید، بهتر است. حداقل هفتهای سه بار و هر بار نیم ساعت برای ورزش وقت بگذارید. اگر فعالیتهای دیگر مثل پیادهروی، دویدن،دوچرخهسواری و شنا کردن را هم در برنامهتان بگنجانید که عالی میشود.
۱۰. برای زندگیتان کتاب راهنما بنویسید
شروع کنید به نوشتن چیزهای ضروری که زندگی شما را کامل میکند. مثلا از اهداف، ارزشها و مقاصدتان بنویسید، درست مثل یک دفترچه راهنما برای زندگی. هرازگاهی به این دفترچه مراجعه کنید و ببینید چقدر طبق آن عمل میکنید.
۱۱. برای خودِ آیندهتان نامه بنویسید
خودتان را در پنج سال دیگر کجا و چطور میبینید؟ همینطور که الان هستید میمانید؟ تغییر میکنید؟ چهجور آدمی میشوید؟ برای خودِ یک سال دیگرتان نامه بنویسید و روی تقویمتان علامت بگذارید که یک سال دیگر آن نامه را باز کنید. بعد شروع کنید به تلاشکردن تا به همان شخصی تبدیل شوید که در نامه نوشتهاید.
۱۲. راحتطلب نباشید
رشد واقعی فقط با تلاش و عرقریختن زیاد به دست میآید. اینکه خیلی راحت باشیم به ما کمک چندانی نمیکند. شما هم بیشتر وقتها در خانه میمانید و وقتی بیرون میروید، سعی میکنید فاصلهتان را با دیگران حفظ کنید؟ اگر اینطور است، کمی از برنامه همیشگیتان خارج شوید، متفاوت شوید و کارهای جدید انجام بدهید. در واقع وقتی یاد بگیرید چطور در موقعیتهای جدید عمل کنید، رشد میکنید.
۱۳. دیگران را به چالش بکشید
رقابت یکی از بهترین راههای رشد و توسعه فردی است. یک چالش انتخاب کنید، مثلا کاهش وزن، ورزش یا چالشی مالی، و با یکی از دوستان علاقهمندتان قرار رقابت بگذارید که کدامتان زودتر به هدف میرسید. با این کار، هر دوی شما خیلی زودتر از انفرادی کارکردن پیشرفت میکنید و به هدفتان میرسید.
۱۴. نقاط کورتان را شناسایی کنید
همانطور که از اسمش معلوم است، نقطه کور را نمیتوانیم ببینیم. از نظر رشد فردی، نقاط کور چیزهایی هستند که از آنها بیاطلاع هستیم. شناختن نقاط کور به ما کمک میکند چیزهایی را بشناسیم که به بهبود نیاز دارند. یکی از تمرینهایی که میتوانید در این زمینه انجام بدهید، شناسایی تمام چیزها، اتفاقات و افرادی است که در طول روز شما را خسته، عصبی یا ناراحت میکنند. همینها نقاط کور ما هستند و قدم بعدی رسیدگی به آنهاست.
۱۵. از دیگران نظر بخواهید
هرچقدر هم بکوشید به نقاط کورتان رسیدگی کنید، باز هم ممکن است چیزهایی از دیدتان پنهان بمانند. پرسیدن از دیگران به ما دید بهتری میدهد. میتوانید از خانواده، دوستان، همکاران، رییس یا حتی آشنایانتان نظرشان را بپرسید، احتمالا بدون تعصب و پیشداوری به شما پاسخ خواهند داد.
۱۶. روی فهرست کارهای روزانهتان متمرکز بمانید
روزتان را با نوشتن فهرست کارهای روزانه شروع کنید و در طول روز روی آنها متمرکز بمانید. اگر برای روزتان برنامهای نداشته باشید، زمان بیشتری تلف میشود. میتوانید از برنامههای مدیریت کارهای روزانه استفاده کنید که رایگان هستند و استفاده از آن راحت است.
۱۷. برای خودتان اهداف بزرگ و جسورانه تعیین کنید
تعیین اهداف بزرگ و جسورانه شما را از مرزهایتان خارج میکند، یعنی ممکن است کمی این اهداف ورای توانایی شما باشند و مجبور میشوید بیشتر از معمول تلاش کنید تا بتوانید به آنها دست یابید.
۱۸. نقصهایتان را بپذیرید
همه ما نقصهایی داریم. مهم این است که آنها را بفهمیم و قبول کنیم. شما درباره نقصهایتان چه فکری میکنید؟ روی کدامهایشان میتوانید کار کنید؟
۱۹. وارد عمل شوید
بهترین راه برای یادگرفتن، رشد و توسعه فردی این است که وارد عمل شویم. قصد انجام چه کارهایی را داشتهاید و هنوز شروعشان نکردهاید؟ چطور میتوانید سریع وارد عمل شوید؟ صبرکردن دردی را دوا نمیکند. وارد عمل شدن به شما نتایج سریعی میدهد که میتوانید از آنها چیزهای زیادی یاد بگیرید.
۲۰. از افرادی که قبولشان دارید یاد بگیرید
افرادی را در نظر بگیرید که قبولشان دارید، افرادی که تحسینشان میکنید. آنها ویژگیهایی دارند که شما هم احتمالا برای خودتان میخواهید. دوست دارید کدام ویژگیهایشان را داشته باشید؟ چطور میتوانید این ویژگیها را به دست آورید؟
۲۱. عادتهای بد را ترک کنید
عادت بدی دارید که باید ترک کنید؟ زیاد خوابیدن؟ ورزش نکردن؟ همیشه دیر رسیدن؟ سیگارکشیدن؟ همین امروز برای ترککردن یکی از عادات بدتان اقدام کنید.
۲۲. عادتهای خوب بسازید
عادتهای خوبی مثل کتابخوانی، سحرخیزی، ورزشکردن و مدیتیشن بسازید. بهنظر شما چه عادتهای دیگری برای بهترشدن لازم هستند؟
۲۳. از آدمهای منفی دوری کنید
جیمز ران، نویسنده معروف، میگوید: «ما میانگین ۵ فردی هستیم که بیشتر وقتمان را با آنها میگذرانیم.» هرجا بروید، آدمهای منفی هستند. اگر حس میکنید حال شما را هم تحتتأثیر قرار میدهند، ازشان فاصله بگیرید.
۲۴. یاد بگیرید با آدمهای مشکلدار کنار بیایید
گاهی افراد مشکلداری نزدیکتان هستند که نمیتوانید از آنها فاصله بگیرید، مثلا افرادی در محیط کار یا حتی آشنایان نزدیک شما. یاد بگیرید که چطور با آنها کنار بیایید.
۲۵. از دوستانتان یاد بگیرید
همه افراد ویژگیهای منحصربهفردی دارند. همه دوستانی که اطراف شما هستند هم چیزهایی دارند که میتوانید از آنها یاد بگیرید. همین الان به یک دوست خوب فکر کنید، به یکی از ویژگیهای مثبت او که شما هم میخواهید به دستش آورید. چطور میتوانید این ویژگی را از او یاد بگیرید؟ اگر لازم است، با آنها صحبت کنید. حتما از اینکه بتوانند به شما کمک کنند خیلی خوشحال میشوند.
۲۶. دفتر خاطرات داشته باشید
نوشتن روشی عالی برای ایجاد خودآگاهی و شروع توسعه و رشد فردی است. وقتی مینویسید، فکرتان را آزاد بگذارید و بعد از نوشتن از دیدگاه شخص سوم، آن را بخوانید تا بینش بیشتری به خودتان به دست آورید. میتوانید دفتر خاطرات خود را خصوصی نگه دارید یا آن را منتشر کنید، مثلا وبلاگ بنویسید و پیشرفتهایتان را به همه بگویید. اینطوری شاید به افراد دیگری هم کمک کند.
۲۷. زمان استفاده از برنامههای چت را کاهش دهید
اکثر افراد وقت زیادی را در برنامههای چت مانند تلگرام و واتسآپ تلف میکنند. میتوانید این وقت را صرف فعالیتهای بهتری کنید و به کارهای مهمتری برسید.
۲۸. شطرنج یاد بگیرید (یا هر بازی استراتژیک دیگری)
شطرنج یکی از بازیهای عالی برای یادگرفتن استراتژی و افزایش قدرت ذهن است. نهتنها لذتبخش است، بلکه مهارتهای تحلیلیتان را هم تقویت میکند. استراتژی را میتوانید از بازیهای کامپیوتری هم یاد بگیرید.
۲۹. تلویزیون تماشا نکنید
ترککردن تلویزیون یکی از تجربههای رهاییبخش است که پیشنهاد میکنیم حتما امتحانش کنید! برنامهها و تبلیغات تلویزیونی واقعا ارزش چندانی ندارند. همین وقت را میتوانید صرف کارهای دیگر مثل ورزش، تماسگرفتن با دوستان نزدیک و خانواده یا کارهای لذتبخش دیگر کنید.
۳۰. مدیتیشن کنید
مدیتیشن به شما کمک میکند آرامتر و آگاهتر باشید و بهتر بتوانید رشد و توسعه فردی خود را ارتقاء دهید.
۳۱. گذشته را رها کنید
اگر از گذشته ناراحتی و شکایتی دارید، وقتش است آن را رها کنید. چسبیدن به این ناراحتیها جلوی پیشرفت و بهترشدن شما را میگیرد. گذشته را فراموش کنید، خودتان را ببخشید و به راهتان ادامه بدهید.
۳۲. با اطرافیان مهربان باشید
مهربانی هیچوقت زیاد از حد نمیشود. در واقع بیشترِ ما خیلی با اطرافیانمان مهربان نیستیم. مهربانبودن باعث کسب ویژگیهایی خوب هم میشود، ویژگیهایی مانند:
همین الان بعد از خواندن این مقاله، سعی کنید با اطرافیانتان مهربانتر باشید. ببینید چطور واکنش نشان میدهند حال خودتان هم چقدر بهتر میشود.
۳۳. به خودتان استراحت بدهید
شما هم خیلی کار میکنید؟ اگر میخواهید رشد کنید، باید نیازهایتان را بشناسید. اگر ماشینتان بنزین نداشته باشد، نمیتوانید جایی بروید. شما هم به انرژی نیاز دارید. پس زمانی را در هفته برای خودتان در نظر بگیرید، استراحت کنید و برای کارهای پیش رو آماده شوید.
۳۴. به رشد فردیتان متعهد بمانید
هیچکس جز خودتان مسئول رشد فردی شما نیست. پس باید تصمیم بگیرید که میخواهید رشد کنید و به تصمیمتان پایبند بمانید. یادتان باشد که این اقدام یکروزه نیست و باید تمام عمر برایش برنامهریزی کنید. شاید بلافاصله تغییری احساس نکنید، اما بعد از مدتی تأثیر این برنامه را در خودتان و زندگیتان خواهید دید.
از مهمترین مهارتهای توسعه فردی که به شما کمک میکند شخصیتی قوی داشته باشید آورده شده است و از آنجا که میگویند «تغییر از خود شما آغاز میشود»، بنابراین برای مواجهه با دنیا خود را آماده کنید. در ادامه با زوم لایف همراه باشید.
- ایجاد فضای الهامبخش

اولین مهارت توسعه فردی ایجاد فضای الهامبخش برای خودتان است. این فضا با داشتن آرامش به شما کمک میکند تا خودتان را تحلیل کنید. فضای تمیز، آرام و مرتب، سطح انرژی مثبت شما را بالا برده و بنابراین به شما انگیزه میدهد. این انگیزه در ادامه، تمرکز شما را افزایش داده و باعث اثرات فوقالعاده و شگفتانگیز مثبت در زندگی میشود. با این حال، یک فضای نامرتب و کثیف خلق شما را از خوب به بد تبدیل میکند و انگیزه شما را نابود میکند.
- تمرین کنید
آیا در زمان مدرسه، فوتبال و یا هر ورزش دیگری انجام دادهاید؟ معلم و یا مربی شما مطمئناً شما را با این جمله راهنمایی کرده است: «تمرین باعث پیشرفت میشود». این جمله بسیار قدیمی است اما معنای آن هنوز جدید است و هنوز به افراد کمک میکند تا مهارتهای توسعه فردی خود را تقویت کنند. همچنین، تمرین مداوم روی مهارتهایتان باعث افزایش توانایی میشود تا جایی که یک فرد در آن مهارت خاص به استاد تبدیل میشود. برای مثال، جکی چان با تمرینها و سختی زیاد به استاد کنگفو تبدیل شده است.
- بر ترس خودتان غلبه کنید
مهارت دیگر از توسعه فردی، پیروز شدن بر ترس است. عبارت اشتباهی وجود دارد مبنی بر اینکه یک انسان باید در هیچ موقعیتی نترسد! همه انسانهای روی زمین ترسهایی دارند و این ترسها باعث کند ساختن توسعه فردی میشود. بنابراین شما باید همیشه روی جنبه مثبت هر چیزی کار کنید و در این مورد شما باید بر ترس خود پیروز شده و به سمت جلو حرکت کنید تا به موفقیت بالاتر و جدیدتری در زندگی برسید.
- از منطقه امن خود خارج شوید

در قدم بعدی توسعه فردی، باید از منطقه امن خودتان خارج شوید. شما باید همیشه نگاه رو به جلو داشته باشید و تلاش کنید تا آن مناطق را پشت سر بگذارید. اگر یک کشاورز به سختی تلاش نکند، هیچگاه قادر نخواهد بود که بر گرسنگی مردم دنیا غلبه کند. بنابراین باید با تلاش زیاد همه آن راحتیها را پشت سر بگذارید.
سختی ناشی از پشت سر گذاشتن این راحتیها به موفقیت شما کمک میکند. همچنین، پشت سر گذاشتن راحتیهای پرهزینه شما را به اندازه کافی قوی خواهد ساخت تا با مشکلات زندگی مواجه شوید.
- داشتن لیست کارهایی که باید انجام شود
برای تکمیل همه کارها شما باید عادت نوشتن لیست کارها را داشته باشید. این لیست باعث انجام کارهای درست میشود و همچنین به شما این اطمینان را میدهد که کارها سر موقع انجام میشوند. چنین لیستی همچنین کیفیت و کمیت کار را به شما یادآوری میکند و اطمینان حاصل میکند که همه کارها انجام میشوند. این کار باعث راحتی و پربار شدن زندگی شده و موفقیت شما را تضمین میکند.
- زمان انجام کار رسیده است
بهترین روش برای یادگیری، انجام کارهاست. بعد از ایجاد لیست کارهایی که باید انجام دهید، نوبت انجام کار رسیده است! بعد از انجام کار انرژی مثبت زیادی دریافت خواهید کرد و میتوانید کارهای بعدی را انجام دهید.
- کار کردن روی ویژگیهای منفی
روش بسیار مهم دیگر در توسعه فردی این است که عادتهای بد را متوقف کنیم. همه ما میدانیم که در این دنیا هیچکس کامل نیست. هر کسی عادتهای بدی دارد که باید آنها را متوقف کند. بنابراین برای توسعه فردی، بسیار مهم است که شما عادتهای بد مانند خواب زیاد، جویدن ناخن، سیگار کشیدن، تأخیر در کار و چیزهای دیگر را پشت سر بگذارید.
- روی عادتهای خوب تمرکز کنید
از سوی دیگر، شما همیشه باید به ایجاد عادتهای جدید و خوب بپردازید. این عادتها ممکن است شامل زود خوابیدن و زود بیدار شدن، تمرین منظم، عادت یوگا، مطالعه و … باشند. توسعه این عادتها به شما کمک میکند تا شخصیت جذاب و فوقالعادهای بسازید. عادت مطالعه به شما کمک میکند تا دانش خود را گسترش دهید در حالیکه عادت نرمش و یا یوگا به شما کمک میکند تا تناسب اندام داشته باشید.
- با افراد سرسخت دست و پنجه نرم کنید
نکته مهم دیگر برای توسعه فردی یاد گرفتن روشهایی برای دست و پنجه نرم کردن با افراد سخت است. بسیاری از مواقع، این موقعیتها برای ما ایجاد میشود و ما نمیتوانیم با دستهای خاص از افراد که واقعاً سخت هستند، ارتباط بگیریم. این افراد ممکن است در همنوعان، رئیس و دیگر افراد دیده شوند. بنابراین شما باید همیشه روشهایی را برای متقاعد ساختن آنها یاد بگیرید تا هنگام کار با مشکلی مواجه نشوید.
- سعی کنید روشهای جدید یاد بگیرید
برای توسعه فردی شما باید بر روی یافتن روشهای جدید برای مواجهه با چالشهای روزانه که زندگی در برابر شما قرار میدهد، تمرکز کنید. بنابراین، بازیها نقش مهمی را ایفا میکنند؛ بازیهای فکری مثل شطرنج به ما تکنیکهای توسعه فردی متفاوتی را یاد میدهند که میتواند به ما برای بردن بازی کمک کند. بهطور مشابه، این فوتوفنها میتوانند در زندگی ما نیز برای حل کردن برخی مشکلات استفاده شوند.
- مراقبه کنید
رایجترین و سادهترین روش برای خالی کردن تنشهای زندگی، مراقبه است. مراقبه سیستم عصبی بدن شما را آرام کرده و بنابراین آرامش درونی را فعال میکند. این آرامش درونی روی مغز عمل کرده و به پایین آوردن جریان خون در بدن کمک میکند که باعث از بین رفتن تنش میشود. مراقبه بسیار شبیه یک تیر و دو نشان است. اول اینکه به استرس خاتمه میدهد و دیگر اینکه به افزایش تمرکز و متمرکز شدن توان فرد که برای توسعه فردی بسیار مهم است، کمک میکند.
- همراه خوبی داشته باشید
یک همراه خوب همیشه انرژی مثبت شما را افزایش داده و شما را به سمت مسیر درست هدایت میکند. انضباط و دیگر ویژگیهای خوب بهراحتی با وجود یک همراه خوب قابل دستیابی هستند. شما همچنین نکات بسیار خوبی درباره روش ارائه، سخنرانی کردن و دیگر موارد یاد میگیرید.
- بپذیرید که چیزی که رفته است، رفته!
ما اغلب افرادی را در اطراف خود میبینیم که برای کارهای گذشته خود مانند اشتباهات و تعهدات اشتباه، افسوس میخورند و پشیمان هستند که این کار به عادت توسعه فردی آسیب میرساند. بنابراین شما باید همیشه روی موقعیتهای کنونی تمرکز کنید و گذشته را به گذشته بسپارید. این یک واقعیت است که چیزی که گذشته، دیگر گذشته و ما باید آن را رها کنیم. بنابراین ما نباید شادی امروز خود را با بهیاد آوردن گذشته، خراب کنیم.
- دشمنان، آینه شما هستند!
یک دوست ممکن است قادر باشد که ویژگیهای بد و رفتارهای بد شما را مخفی کند اما یک دشمن مانند آینه عمل میکند که هیچگاه راجع به شما دروغ نمیگوید. یک دشمن تنها تصویر واقعی شما را نشان میدهد که شما را از واقعیتهایی که درباره شخصیت خود نمیدانستید آگاه میکند. چنین چیزی همچنین یک روش توسعه فردی است که به شما چیزی را نشان میدهد که باید روی آن کار کنید و یک شروع جدید برای شماست.
- با یک تعطیلات چطورید؟
همه ما میدانیم که کار کردن در طول زمان و بالا رفتن بهرهوری کارها میتواند به یک بدن خسته و تنبل بیانجامد. به همین دلیل، لازم است که برای حفظ عملکرد خوب خود، به بدنتان استراحت دهید. بنابراین چطور است که چند روز به مسافرت بروید؟ شما میتوانید یک مسافرت کوتاه را برنامهریزی کنید تا بدنتان را خوشحال کرده و ذهنتان را باطراوت کنید که در نتیجه خروجی شما را بهطور خودکار افزایش میدهد. حرفم را باور کنید، همیشه جواب میدهد.
- یک سرگرمی جدید پرورش دهید
انگیزه برای انسانها لازم است زیرا عملکرد سیستم عصبی را در بدن ما حفظ میکند. بنابراین شما باید همیشه به دنیال یادگیری چیزهای جدید باشید مانند: نقاشی، سفالگری، مطالعه و یا چیزهای دیگر، که به شما کمک میکند تا جنبههای فیزیکی، احساسی و ذهنی شخصیت خود را گسترش دهید. همچنین به شما کمک میکند تا روی چیزهایی که شادی درونی شما را افزایش داده و زندگی شما را خالی از استرس میکند، کار کنید.
- آمادگی جسمانی خود را حفظ کنید

یک شخصیت خوب همچنین با ساختار فیزیک بدنی خوب سنجیده میشود؛ بدینترتیب وظیفه شماست که روی مسائل مربوط به فیزیک بدنی خود نیز کار کنید. همچنین برای جذابتر کردن بدن خود، لازم است که 15 دقیقه پیادهروی به مدت سه روز در هفته داشته باشید که با ورزشهای دیگر مانند شنا همراه باشد. این کار بدن شما را شکل داده و همچنین قدرت بدنی شما را افزایش میدهد.
- رقیب خوبی پیدا کنید
برای چشیدن طعم موفقیت واقعی در زندگی، لازم است که رقابتی صورت گیرد و احساس رقابت زمانی شکل میگیرد که شما با یک رقیب مستقل قوی مواجه میشوید. این میتواند به یک مقایسه بسیار سالم تبدیل شود که شما را به جلو هدایت میکند تا بهترین عملکرد را داشته باشید و بنابراین همه تواناییهای مخفی شما را آشکار میسازد. بنابراین به شما کمک میکند تا شخصیت خود را ارتقا دهید.
- یک شخصیت ایدهآل انتخاب کنید
ما اغلب برخی افراد را در زندگی خود ملاقات میکنیم که اثر عمیقی روی ذهن و روح ما میگذارند و ما آن فرد را تحسین میکنیم. این شخصیتهای محبوب برخی ویژگیها را دارند که ما آنها را دوست داریم و بنابراین وظیفه ما این است که ایدهآل خود را دنبال کنیم تا به بالاترین حد توسعه فردی در زندگی خود دست پیدا کنیم.
- تعهد به رشد
شما باید همیشه به دنبال تعهد باشید که بخشی از برنامه توسعه فردی است. یک تعهد تغییراتی که ما در زندگی خود جذب میکنیم را نشان میدهد که ممکن است دنبال کردن یک برنامه مشخص و یا زمان گذاشتن برای چیزهایی باشد که شما را خوشحال میکند، باشد. شادمان نگه داشتن روحتان باعث ساختن یک شخصیت شاد و خوشحال میشود که بودن او در یک محیط باعث شادی آن میشود. بنابراین تعهد نیز اثرات زیادی بر توسعه فردی دارد.
- یک نامه به خودتان در آینده بنویسید
ما اغلب به آرزوها و اهداف خودمان فکر میکنیم که پس از چندین سال میخواهیم به آن برسیم، بنابراین چطور است که یک نامه به خودتان در آینده بنویسید؟ این کار مطمئناً یک کار ماجراجویانه است زیرا هنگام نوشتن این نامه، شما باید همه ویژگیهای ایدهآلی که میخواهید در او باشد را در نظر بگیرید. لذا باعث الهامبخشی به شما برای داشتن سطوح خاصی از آن شخصیت میشود.
- بازخوردها را بررسی کنید
بازخوردها به شما درباره تغییراتی که در شما ایجاد شده است میگویند. آنها به شما میگویند که شدت تغییرات شما چقدر بوده است. این کار شما را از مثبت بودن و درست بودن جهت تغییرات در شخصیت شما، مطمئن میکند. همچنین این کار یک گام ضروری است که باید توسط همه برداشته شود تا تغییر واقعی که در فرایند توسعه فردی رخ داده است، مشخص شود.
- چالشهای 30 روزه داشته باشید
برای بررسی میزان پیشرفت خود در توسعه فردی، این آزمون نهایی و بهترین نوع آن است. کاری که باید انجام دهید در نظر گرفتن یک هدف برای خودتان و یک بازه زمانی 30 روزه است تا آن کار را انجام دهید. یک هدف میتواند هر چیزی باشد که شما میخواهید انجام دهید و یا یک عادت بد است که میخواهید آن را نابود کنید. همچنین، زمان تخصیص یافته برای هر فردی که میخواهد یک چرخه ( PDCA یعنی برنامه، کار، بررسی داشته باشد کافی است). بنابراین شما میتوانید کارها را دربازه زمانی داده شده انجام دهید.
این نکات ساده هستند اما من پیشنهاد میکنم که تنها چند مورد از آنها را در هر مرحله انتخاب کنید، روی آنها کار کنید و سپس دیگر نکات را به توسعه فردی خود اضافه کنید. با موارد ساده شروع کنید که اعتماد بنفس شما را برای داشتن نتایج خوب افزایش میدهد. زندگی رقابتگونه و سخت است و شما باید سرسختتر باشید تا به اهداف بالاتر برسید.
پنج مزیت داشتن ذهنیت مبتنی بر توسعه فردی
افراد موفق میدانند که کلید موفقیت، توانایی کنترل شخصی در موقعیتهای مختلف است. این توانایی ازطریق توسعه فردی و با وجود هوش هیجانی به وجود میآید.
زمانی که شما برای توسعه فردی خودتان وقت میگذارید، تغییرات مثبت متعددی در زندگیتان ایجاد میشود. در ادامه بعضی از مهمترین فایدههای توسعه فردی را مرور میکنیم.
- رسیدن به خودآگاهی
توسعه فردی با خودآگاهی شروع میشود. شما میتوانید متوجه شوید که واقعاً چه کسی هستید، چه ارزشهایی دارید، باورهایتان چیست و چه هدفی را در زندگی دنبال میکنید.
شادی حقیقی از دنبال کردن آرزوهای دیگران ایجاد نمیشود. اگر به دنبال دستیابی به شادکامی پایدار در زندگیتان هستید، باید زندگیتان را بر اساس ذهن آگاهی طراحی کنید. پس از آن میتوانید اهداف شخصی خودتان را دنبال کنید.
زمانی که هدفها برایمان معنادار هستند، از مسیر رسیدن به آنها نیز همانقدر لذت میبریم که دستیابی به هدف برایمان لذتبخش است. خودآگاهی اولین نتیجهی توسعه فردی است. هر روز ما اطلاعات مختلفی درباره راههای متفاوت زندگی به دست میآوریم، اما اگر خودآگاهی نداشته باشیم نمیتوانیم از این اطلاعات نتیجه جامعی بگیریم.
بنابراین تمرین کنید که احساسات خود را نسبت به اتفاقات در نظر بگیرید. مثلاً اگر موضوعی در محیط کار شما را آزار میدهد، شاید نیاز باشد درباره راههای دیگر برخورد با آن موضوع دوباره فکر کنید.
- جهتدهی به زندگی
زمانی که خودآگاهیتان را بالا بردید، بهتر خواهید دانست که میخواهید چه چیزهایی را در زندگی به دست آورید. بنابراین تصمیمگیری بسیار سادهتر میشود. فعالیتهایی که در گذشته زمان زیادی را از شما میگرفتند دیگر در لیست کارهای روزانتان نیز قرار نمیگیرند. حالا میدانید که این فعالیتها شما را به هدفتان نمیرسانند بنابراین ارزش وقتتان را ندارند.
در این مرحله بسیاری از افراد دچار یک اشتباه بزرگ میشوند. آنها هدف را چیزی اضافه در نظر میگیرند که فرد باید به زندگیاش بیفزاید. این افراد فکر میکنند وقتی تمام کارهای دیگر انجام شد، وقت پیدا میشود تا روی هدفشان تمرکز کنند، اما در حقیقت اگر فرد قربانی کردن کارهای بیاهمیت برای رسیدن به هدف را یاد نگیرد، نمیتواند به سمت هدفی که دارد گام بردارد.
توسعه فردی به افراد یاد میدهد به شکل درست هدفگذاری کنند و ارزش هر فعالیت را قبل از انجام آن در نظر بگیرند. در واقع توسعه فردی به افراد نمیگوید چه کاری باید انجام دهد، بلکه به آنها یادآوری میکند که برای موفقیت باید از انجام چه فعالیتهایی دست بکشند.
- افزایش یافتن تمرکز
توسعه فردی میتواند موجب وضوح نیز شود. حتی زمانی که هدفمان را میدانیم، احتمال دارد فعالیتهای مختلفی تمرکز ما را از بین ببرند. با تقویت توسعه فردی، اولویتبندی بسیار آسانتر میشود. میتوانید سریعتر متوجه شوید که کدام فعالیتها باعث بهترین نتیجه میشوند و آنها را با بیشترین سطح انرژی به انجام برسانید. یکی از موانع اصلی تمرکز، حواسپرتی است.
حواسپرتی وقتی به وجود میآید که شما نمیتوانید تفاوت بین فایدههای بالقوهی کاری که باید انجام دهید و کاری که حواستان را پرت کرده است را تشخیص دهید.
مشکلی که بسیاری از ما داریم این است که بدون داشتن یک ضربالاجل بیرونی نمیتوانیم خودمان را به انجام یک کار ملزم کنیم. پایند بودن به توسعه فردی به شما در داشتن تمرکز بیشتر کمک میکند. توسعه فردی شما را قادر میکند بتوانید حتی بدون داشتن ضربالاجلی خارجی، بر روی هدف خود متمرکز بمانید.
- داشتن انگیزه بیشتر
زمانی که میدانید به دنبال چه دستاوردی هستید، آسانتر میتوانید مزیتهای انجام فعالیتهای مختلف را ببینید. حتی زمانی که فعالیتها جذاب نیستند، دیدن مزیتهای آنها مشوقی برای کامل کردنشان است. هنگامی که متوجه شوید توسعه فردی یک مسیر ادامه دار است و موفق شوید خودتان را برای طی کردن این مسیر آماده کنید، دیدن واضح هدفها چراغ راهتان میشود.
یکی از بزرگترین موانع بر سر راه انگیزه، بزرگ و دور از دسترس بودن اهداف است. گاهی آنقدر کار برای انجام دادن در مسیر رسیدن به هدف وجود دارد، که حتی برداشتن اولین قدم مشکل میشود. در این مواقع بهتر است فقط روی قدم بعدی که باید بردارید متمرکز شوید.
- دستیابی به استقامت
در زندگی لحظههای سختی وجود دارد. زمانی که این لحظات سخت فرا میرسند، باید توانایی و مهارت رویارو شدن با مشکلات را داشته باشید. توسعه شخصی نمیتواند از وقوع اتفاقات بد جلوگیری کند، اما به شما کمک میکند با این اتفاقات روبه رو شوید.
توسعه فردی به شما کمک میکند برای مقابله با طوفانهای زندگی اعتمادبهنفس، استقامت و مهارتهای لازم را داشته باشید. زمانی که شما مطمئن باشید میتوانید راهی برای رسیدن به هدفتان پیدا کنید، در برابر مشکلات آرامش خود را از دست نخواهید داد و تنها به دنبال راهحل خواهید بود. با این رویکرد میزان آسیب اتفاقات منفی به حداقل میرسد.
بهتر است بدانید که دستیابی به توسعه فردی، بدون مشخص کردن ارزشهای شخصی، امکان پذیر نیست. اگر چهارچوب و ارزشهای شخصی مختص به خودتان را نباشید، در هجوم موقعیتهای سخت نمیتوانید به درستی و با قاطعیت تصمیم گیری کنید زیرا هر لحظه دچار التهاب و سردرگمی خواهید بود.
ارزشهای فردی یا شخصی، دائما در رفتار، گفتار، تصمیمات و تمام جوانب زندگی شما منعکس میشوند. این ارزشها، مفاهیمی همچون فداکاری، همدلی، توانمندسازی، نوآوری، همکاری و…. هستند که با تکیه بر آن ها میتوانید به بهبود رشد فردی خود کمک کنید.
یافتن منابع الهام و انگیزه در زندگی
بخش مهمی از تحقق توسعه فردی مشروط به وجود منابع گوناگون الهام و انگیزه در زندگی فردی است. منظور ما از منابع الهام و ایجاد انگیزه، افراد یا چیزهایی هستند که شور زندگی را در شما شعله ور میکنند. ممکن است یک معلم، مادر، دوست، طبیعت، موسیقی، کمک به افراد نیازمند و… انگیزه و اشتیاقی وصف ناپذیر جهت توسعه فردی و گام برداشتن به سوی پیشرفت، در درون تان ایجاد کنند، پس همین امروز لیستی از منابع الهام بخش زندگیتان را تهیه کنید.
انسان اساساً، محور بهرهوری است و کلیه سازمانها با هر نوع مأموریتی که دارند، باید بیشترین سرمایه، وقت و برنامه را به پرورش انسانها در ابعاد مختلف اختصاص دهند؛ به گونهای که انسان سازمانی، در ابعاد مختلف آمادگی ایجاد پرورش و کاربردی کردن بهرهوری فردی، گروهی و سازمانی را دارا باشد.
برنامه توسعه فردی، یک برنامه زمانبندی شده مکتوب برای برآورده شدن نیازهای حرفهای افراد در جهت رشد و توسعه آنهاست. در این برنامه سعی میشود تا کارکنان یا توجه به تواناییها و قابلیتهای خود، در راستای اهداف مورد نظر سازمان و خود، توسعه یابند و بین نیازهای توسعه فردی و وظایف شغلی خویش ارتباطی پویا برقرار نمایند. برنامهریزی توسعه فردی به عنوان یک ابزار کاربردی موجب رشد و ارتقای دانش و مهارت کارکنان از طریق مشارکت فعال سرپرستان و مدیران میشود که مهمترین ویژگی آن تعامل دو جانبه کارکنان و مدیران است.
مفهوم برنامهریزی توسعه فردی
برنامهریزی توسعه فردی، سند توافقشدهای بین کارکنان و مدیران سازمان است که در آن، اهداف و برنامهریزیهای سالانه با محوریت توسعه فردی کارکنان مشخص شده است. در برنامهریزی توسعه فردی، همکاری موثری میان کارکنان و مدیران صورت میپذیرد تا نیازهای آموزشی و رشد کارکنان به منظور ارتقای شایستگیها و مهارتهای فردی مشخص شود. به بیان دیگر، توسعه فردی شامل فعالیتهایی است که آگاهی و هویت فرد را بهبود میبخشد، استعدادها و پتانسیلهای او را توسعه میدهد، سرمایه انسانی ایجاد و قابلیت اشتغال را تسهیل مینماید و در نهایت کیفیت زندگی افراد را بهبود میبخشد و به تحقق رویاها و آرزوها کمک میکند.
توسعه فردی یک فرآیند دائمی است و راه کلیدی برای افراد جهت ارزیابی مهارتها و کیفیت کارهای خود، تعیین اهداف خود در زندگی و تلاش برای تحقق آنها و به حداکثر رساندن پتانسیل فردی است. زمانی که توسعه شخصی در چارچوب سازمانی بررسی میشود، به روشها، برنامهها، ابزارها، تکنیکها و سیستمهای ارزیابیای اطلاق میشود که از توسعه انسانی در سطح فردی در سازمانها حمایت میکند.
“ما آنچه هستیم که مدام تکرار میکنیم. پس تعالی یک عمل نیست، بلکه یک عادت است” ویل دورانت
در چارچوب فردی، توسعه مهارتها عموماً شامل موارد زیر میشود:
توسعه فردی تنها مختص خود فرد نیست و گاهی شامل رشد افراد دیگر نیز می شود. به عنوان مثال نقشهایی مانند نقش معلم یا مربی، یا شایستگی فردی (مانند مهارت برخی از مدیران در توسعه پتانسیلهای کارکنان) یا خدمات حرفه ای (مانند ارائه آموزش، ارزیابی یا مربیگری) منجر به توسعه افراد دیگر نیز خواهد شد.
فرآیند توسعه فردی، فراتر از بهبود خود و توسعه دیگران، زمینهای برای تحقیقات و تمرینات نیز میباشد. به طور مثال شامل روشهای توسعه شخصی، یادگیری برنامهها ، سیستمهای ارزیابی، ابزارها و تکنیکها می شود. در حوزه تحقیقات، موضوعات توسعه شخصی به طور فزایندهای در مجلات علمی و مدیریت و کتابهای تجاری یافت میشود.
“زندگی به معنای یافتن خود نیست؛ بلکه زندگی یعنی ساختن خود” جورج برنارد شاو
اهداف برنامهریزی توسعه فردی
از جمله مهمترین اهداف برنامهریزی توسعه فردی کارکنان، میتوان به موارد زیر اشاره کرد؛
- شناسایی نیازهای توسعه کارکنان با مقایسه مهارتها و توانمندیهای کارکنان
- شناسایی فرصتهای مسیر شغلی و انتخاب بهترین گزینه آن برای هر فرد
- اجرای یک نظام توسعه فردی و تخصصی برای هر یک از کارکنان
مزایای برنامهریزی توسعه فردی
برنامهریزی توسعه فردی یک ابزار کاربردی است که باعث ارتقای دانش و مهارت کارکنان از طریق مشارکت فعال سرپرستان و مدیران میشود. این برنامه در قالب یک فرآیند پویا، در جهت رشد و تعالی کارکنان حرکت میکند. مزایای عمده و اصلی سرمایهگذاری در برنامهریزی توسعه فردی را میتوان به شرح زیر برشمرد؛
- خودآگاهی – اولین قدم در رشد فردی، خودآگاهی است. خودآگاهی نقطه آغازی برای کشف این حقیقت است که فرد چه و که هست و چه پتانسیلهایی در درونش نهفته میباشد.
- توسعه مسیر – فرآیند روشنتر و آگاهتر شدن فرد از اینکه کیست، چه میخواهد و دستیابی به یک باور جدید مبنی بر اینکه میتواند به اهداف خود برسد و مایل به تصمیمگیری در مورد آینده خود باشد.
- انگیزه و اقدام – زمانی که یک تصمیم روشن گرفته شد، عناصر توسعه شخصی میتواند به فرد کمک کند تا در مسیر دستیابی به اهداف خود متمرکز و با انگیزه بماند.
مراحل برنامهریزی توسعه فردی
برنامهریزی توسعه فردی از یک تعامل دوجانبه میان کارکنان و مدیران شکل میگیرد. هر یک از کارکنان برای توسعه فردی خود مسئولاند و بعد از طراحی آن، درباره محتوای آن با سرپرستان خود توافق میکنند.
به طور کلی میتوان شش مرحله برای برنامهریزی توسعه فردی در نظر گرفت؛
گام اول : شناسایی اولویتهای عملکرد و رسالت فردی
این اولویتها، وظایف و برنامههایی هستند که باید برای رسیدن به برنامههای عملی تکمیل گردند. اولویتهای عملکرد، عوامل موفقیتآمیز را تعیین مینمایند و معیاری برای سهم هر یک از کارکنان در دستیابی به اهداف سازمان هستند.
این اولویت و رسالت نشأت گرفته از برنامهریزیهای استراتژیک و عملیاتی روزانه سازمان است. نمونهای از اولویتهای عملکرد به شرح زیر میباشد؛
- اجرای کنترلهای ایمنی رایانه
- فراهم کردن ایمنی و آموزش سلامتی
- فراهم کردن اطلاعات و آموزش برای کاربران کارتهای اعتباری
- اجرای فعالیتهای کارمندیابی برای بخشهای مختلف
- تنظیم برنامههای مدیر کل برای یک منشی
گام دوم: ارزیابی نیازهای مهارتی و تعیین اهداف توسعهای
ارزیابی نیازهای مهارتی، فرآیند شناسایی آن دسته از ویژگیهای کارکنان است که باید برای دستیابی به اولویتهای عملکرد دارا باشند. این شایستگیها شامل دانش اشراف کامل به موضوع ، مهارت انجام کار و توانایی استفاده از دانش و مهارت میباشد. در این مرحله، شغل، استانداردهای انجام شغل، شرح شغلی و ارزیابی عملکرد مورد توجه قرار میگیرد. اهداف توسعهای نیز فعالیتها و بیاناتی هستند که شایستگیهای مورد توجه در برنامهریزی توسعه فردی را طرحریزی مینمایند.
گام سوم : بررسی گزینههای توسعه و انتخاب فعالیتها
فعالیتهای توسعهای میتواند شامل این موارد باشد:
- آموزش ضمن خدمت
- آموزش کلاسی
- مشاهده و یادگیری و بازخورد : مشاهده روش کار افراد متخصص و یادگیری و دریافت بازخورد از آنها.
- آموزش مبتنی بر رایانه
- دورههای خود یادگیری : در این روش زمان یادگیری توسط خود یادگیرنده تعیین میشود و زمانی مناسب است که نتوان همهی افراد نیازمند آموزش را یکجا جمع نمود.
- جلسه بحث با متخصصان : جلسات پرسش و پاسخ با افراد متخصص در یک موضوع با هدف یادگیری وظایف مشخص.
گام چهارم : بحث با سرپرستان پیرامون اهداف توسعه
نقش سرپرستان و مدیران در فرآیند تدوین برنامهریزی توسعه فردی، به عنوان یک مربی و هدایت کننده ( coach ) است. این افراد امکانات و تسهیلات لازم را برای افزایش دانش و مهارت و توسعه جوانب مختلف کارکنان جهت دستیابی به اهداف توسعه فراهم میآورد.
پس از تعیین اهداف توسعه، جلسهای میان کارکنان و سرپرستان شکل میگیرد و فعالیتهایی که مورد حمایت و تایید سرپرست است، مشخص میشود.
گام پنجم : اجرای عمل و نظارت بر پیشرفت فرآیند
پس از ایجاد برنامه توسعه فردی با مشارکت کارکنان و سرپرستان، زمان آن فرا میرسد که هر یک از کارکنان آماده انجام و تکمیل این فعالیتها شوند. فرآیند نظارت بر پیشرفت کارکنان و همچنین اثربخشی انجام فعالیتهای توسعه نیز توسط سرپرستان آنها به صورت دورهای مورد ارزیابی قرار میگیرد.
گام ششم : دریافت بازخورد مستمر از سرپرستان
پس از ارزیابی فعالیتهای کارکنان و سنجش کارایی و اثربخشی آنها، در صورت نیاز به تغییر و یا اصلاح برنامه، کارکنان از سرپرستان بازخورد دریافت نموده و به این ترتیب چرخه ای از برنامهریزی توسعه فردی در سازمان ایجاد میشود.
تغییرات و چالشهای محیط صنعتی امروز، بیانگر این واقعیت است که موفقیت یا شکست سازمانها در عرصه رقابت جهانی، متأثر از نقش کارکنانی میباشد که از دانش، مهارت و توانمندی بالایی برخوردارند. بیشک چنین کارکنانی مهمترین مزیت رقابتی سازمانها شمرده میشوند. برنامهریزی توسعه فردی کارکنان به عنوان تکنیکی در توانمندسازی کارکنان، باعث رشد و ارتقای آنان در راستای اهداف سازمان میگردد. توانمندسازی کارکنان مستلزم توسعه همه افراد در سازمان میباشد. در گذشته، توجه به توسعه، محدود به مدیران و سرپرستان بود و در این گونه سازمانها یک سیاست توسعه مدیریت دنبال میشد و نقش مدیران، ارتقای عملکرد خود بود. اما امروزه توجه به رشد و توسعه همه کارکنان سازمان برای موفقیت سازمان در برنامه ها و اهداف خود ضروری به نظر میرسد و برنامهریزی توسعه فردی در قالب یک فرآیند مداوم و پویا در جهت تعالی کارکنان و سازمان حرکت مینماید.
تا به حال به این موضوع فکر کردهاید که روی خودتان سرمایهگذاری کنید؟ قطعا بهترین سرمایهگذاری، تمرکز روی بهتر شدن خودمان است. یکی از بهترین و در دسترس ترین انواع توسعه، توسعه فردی است. اصطلاح “توسعه فردی” بیان میکند که همواره کاری وجود دارد که ما در آن بهتر شویم. در انجام کارها هیچوقت به نقطهای نخواهیم رسید که دیگر جای پیشرفتی باقی نماند، بلکه زمانی که به این لحظه میرسیم، میتواند نقطه عطفی برای ادامه رشدمان در زمینههای مختلف باشد. در این مقاله می خواهیم به مراحل رشد و توسعه فردی بپردازیم.
شغلی، شناخت تواناییهای بالقوه، بهبود سبک زندگی و بالاتر بردن کیفیت زندگی، بهبود مدیریت زمان، ارتقای سلامتی، بالا بردن وضعیت ثروت و جایگاه اجتماعی، رسیدن به آرزوها و خواستهای قلبی، بهتر شدن روابط اجتماعی و بالابردن هوش هیجانی، رشد و توسعه هویت معنوی اشاره کرد.

کامل ترین چک لیست توسعه فردی (۱۲ ماهه)
توسعه فردی یا بهبود فردی (Personal Development) عبارت است از پرورش مهارتهای فرد و تحقق اهداف وی در راستای شکوفایی حداکثر توانمندهایی که دارد و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی می نماید.
مهارت توسعه فردی در واقع فرآیندی پایدار در تمام دوران زندگی است که بهره وری درست آن شما را به اهدافی که در حیطه های مختلف زندگی دارید می رساند. برنامه توسعه فردی (Individual Development Plan) نیز مجموعه ای از اهداف برای شش تا دوازده ماه بعدی زندگی شماست که به منظور پیشرفت حرفه ای شما در نظر گرفته می شود.
آیا تا به حال به این مسئله توجه نموده اید زمانی که برنامه یا هدفی ندارید توجه شما به چه سمتی معطوف می شود؟ در واقع توجه اکثر مردم در چنین وضعیتی به سمت سرگرمی یا حواس پرتی پیش می رود. نمایش های تلویزیونی، فیلم ها، بازی های ویدئویی یا رسانه های اجتماعی مغز ما را درگیر می کنند.
حال اگر شما یک سرمایه گذار هستید که توجه خود را معطوف دستاوردهای خارجی و وضعیت مرتبط با آن معطوف می سازید پس توجه شما بیشتر روی کار، بهره وری بالاتر و درآمد بیشتر است. مهمترین سوال در هنگام طراحی یک برنامه توسعه فردی این است: توجه و آگاهی خود را به سوی چه چیزی معطوف سازم؟
زمانی که برنامه مشخصی برای خود ندارید و توجه خود را بیشتر روی سرگرمی و مواردی از این قبیل قرار می دهید قطعا حس خوبی در خود احساس نخواهید کرد. در واقع از این سبک زندگی راضی نخواهید بود.
داشتن یک زندگی کامل و معنادار ما را مستلزم می سازد تا ابعاد توسعه فردی بیشتری از درون خویش را شناسایی نماییم و یک برنامه توسعه فردی می تواند در این راستا بسیار تأثیرگذار باشد. در ادامه بیشتر در مورد اهداف برنامه توسعه فردی و نیز تنظیم یک چک لیست ۱۲ ماهه از آن توضیح خواهیم داد.
تنظیم برنامه ۱۲ ماهه چک لیست توسعه فردی
یک برنامه توسعه فردی به شما کمک می کند تا تفکر خود را سازماندهی نمایید. ما دائما در ذهن خود از تکنیک های برنامه ریزی استفاده می کنیم اما اغلب اوقات جزئیات مهم را از دست داده و یک استراتژی واقع گرایانه برای تحقق آن ایجاد نمی نماییم. از این رو بسیاری از “برنامه ها” تنها در رویاهای ما باقی می مانند.
مهارت های توسعه فردی فرآیندی شامل تعریف آنچه برای شما مهم است می شود، به آن چیزی که می خواهید برسید، تصریح نقاط قوتی که به شما در رسیدن به اهدافتان کمک می نماید و آنچه برای بهبود و پیشرفت با گذر زمان لازم دارید.
در ادامه دوازده مورد مهم از این برنامه را توضیح خواهیم داد که می توانید طی دوازده ماه توانایی ها و نقاط قوت خود را برای رسیدن به اهداف والایی که دارید تقویت نمایید، در واقع در هر ماه روی یکی از این توانمندی ها باید کار کرد.
کامل ترین چک لیست توسعه فردی
توسعه فردی موضوعی است که در عصر حاضر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در واقع انسان پس از سالها آزمون و خطا، به این نتیجه رسیده است که تنها خودش میتواند مسیر صحیح زندگیش را انتخاب کرده و به رفاه و آسایش دست پیدا کند. آموزشهای رشد فردی در جایجای جهان توسط اساتید نامداری آموزش داده میشوند.
اما ممکن است شروع توسعه برای افرادی که تابحال روی پیشرفت فردی خود کار نکردهاند، سخت باشد. بنابراین ما یک چک لیست توسعه فردی ۱۲ ماهه را مطرح کردیم که در آن برنامه قابل انجام در هر ماه، کاملاً مشخص بود. اما ممکن است برخی از اشخاص نتوانند با چنین برنامه بلندمدت و یکسالهای، ارتباط خوبی بگیرند.
بنابراین برآن شدیم تا چک لیست توسعه فردی را برای زمانهای کوتاهتری نیز در نظر بگیریم، تا همه بتوانند شیوه مناسب خود برای رشد و توسعه فردی را انتخاب کرده و به کمک آن به سطح موردنظرشان دست یابند.
ماه اول: تقویت پتانسیل انسانی
پتانسیل انسانی ظرفیتی برای انسان ها است تا خود را از طریق مطالعه، آموزش و تمرین، بهبود و توسعه فردی بخشند، و در واقع به حد توانایی های خود در پیشرفت و یادگیری مهارت ها برسند. در حقیقت با دستیابی به پتانسیل انسانی می توان به یک زندگی شادتر و کامل تری دست یافت. در این حالت فرد می تواند بهترین شناخت را از خود داشته باشد. برای درک بهتر پتانسیل انسانی و ارتباط آن با توسعه فردی لازم است که در مورد چند حیطه توضیح داد آنها عبارتند از:
- مسیرهای آگاهی
- توسعه مهارت
- مدیریت سبک زندگی
- مسیرهای آگاهی: هر یک از ما دارای سطح پایه ای از توسعه در هر مسیر از آگاهی و یک پتانسیل ذاتی بوده که می توانیم با تمرین آنها را شناخته و تقویت نماییم. محیطی که در آن زندگی می کنیم در اوایل کودکی این پتانسیل را خنفی می نماید اما در بزرگسالی مسئول پرورش این مسیرهای آگاهی در درون خود هستیم. نه مسیر آگاهی وجود دارند که عبارتند از: آکاهی منطق – ریاضیات، آگاهی زبان شناختی، آگاهی درون فردی، آگاهی جنبشی – لمسی (Kinesthetic)، آگاهی موسیقی، آگاهی بصری – مکانی، آگاهی بین فردی، آگاهی طبیعت گرایی و آگاهی وجود.
- توسعه مهارت: توسعه مهارت یکی از موارد مهم پتانسیل انسانی در توسعه فردی است که به واسطه آن می توانید توانایی های خود را بنا به دلائل شخصی یا حرفه ای توسعه دهید. مهارت هایی در ارتباطات، حل مسئله، همکاری، برنامه نویسی کامپیوتر، کتابداری، تجزیه و تحلیل، مذاکره، یادگیری، ارائه، تنظیم هدف، شنوایی، مدیریت زمان، برنامه ریزی، استدلال و … . تمامی مهارت های بالا حداقل با یک مسیر از آگاهی که در بالا به آنها اشاره شد مرتبط هستند. افراد می توانند با تمرین کافی و به کارگیری متدهای صحیح هر نوع مهارتی را توسعه دهند.
- مدیریت سبک زندگی: مدیریت زندگی نیز یکی از جنبه های مهم توسعه فردی است. در جستجوی توسعه فردی ممکن است شما با “چرخ زندگی” (Wheel of Life) مواجه شوید. چرخ زندگی ابزاری است که مربی برای نشان دادن جنبه های مختلف زندگی شخص به کار می برد و می سنجد که شخص در هر حیطه چه کاری انجام می دهد و اهداف خود را برای بهبود در آن حیطه ها تنظیم می نماید. چرخ زندگی ممکن است شامل سلامت جسمی، روابط، احساسات،رشد فردی، خلاقیت، معنویت و … شود.
رشد فردی چیست؟
ماه دوم: تغییر رفتار
تمامی ما دارای مجموعه ای از الگوهای رفتاری هستیم که با تکرار ناخودآگاه خود آن ها را وارد زندگی خود نموده ایم. تغییر این عادات و الگوها مستلزم الگوبندی مجدد مغز است و این در توسعه فردی امری مهم می باشد. برای پایداری تغییرات باید عادت با رفتار جدید را تحت شرایط مختلف تکرار نماییم. زمان لازم برای تنظیم هر عادت جدید متفاوت است و تحقیقات نشان می دهند که این امر به طور متوسط ۶۶ روز طول می کشد.
ماه سوم: توسعه شخصیت
چرا اغلب برنامه های توسعه فردی در ایجاد نتایج موفق طولانی مدت شکست می خورند؟ زیرا این برنامه ها برای همه یکسان طراحی می شوند. تحقیقات نشان داده اند که طیف وسیعی از انواع روانشناختی وجود دارد. در سیستم اینیاگرام (Enneagram) نه نوع اولیه و برای هر نوع، نه سطح توسعه وجود دارد. هر نوع دارای ویژگی های مختلف، الگوهای عادت، نقاط قوت و ضعف، ترس و پتانسیل می باشد. اگر شما می خواهید یک برنامه توسعه فردی موثر خلق نمایید باید از هر یک از این ویژگی ها آگاه باشید و اینکه هر نوع مسیر پیشرفت متفاوتی دارند.
ماه چهارم: رویاپردازی و خلق چشم انداز
با بررسی ماه اول و در نظر گرفتن اطلاعات بالا می توانید هر یک از مسیرهای آگاهی را در خود پرورش دهید که حساسیت بیشتری در مورد دنیای پیرامون شما برایتان به ارمغان می آورند. شما اکنون می توانید اطلاعات را در روش های جدیدتر و عمیق تری پردازش نمایید.
هر زمان که در یک مسیری از آگاهی رشد می کنیم می توانیم دنیا را به گونه ای متفاوت درک کنیم. اکنون ما نسبت به قبل آگاه تر هستیم و زمان آن فرا رسیده است تا چشم اندازی جدید برای آینده خود رقم بزنیم.
این دیدگاه یا چشم انداز و نیز اهداف توسعه فردی در صورتی تحقق خواهند یافت که شما صادق باشید. گاهی اوقات ما دیدگاه را بر اساس آنچه دیگران (والدین، همکاران یا دوستان) می خواهند بنا می کنیم و این در توسعه فردی امری اشتباه است. چنین چشم اندازی کاملا بی معنا خواهد بود. پس قبل از اینکه چشم اندازی را برای توسعه فردی انتخاب کنید باید نقطه عطف خود را بیابید و روی آن متمرکز شوید.
ماه پنجم: تنظیم اهداف
سعی کنید اهداف بلند مدت شما چیزهایی هستند که واقعا در زندگی می خواهید داشته باشید. اهداف نباید ساده بلکه باید دشوار باشند. باید احساس کنید که برای رسیدن به آنها باید از مسیری سخت و کاملا پر هیاهو عبور نمایید. طوری اهداف خود را در توسعه فردی تنظیم نمایید که قابل مدیریت و دست یافتنی باشند و در نهایت شما به آنها دسترسی پیدا کنید.
اما قبل از این کار اهداف شما باید بر شما چیره شوند. زیرا شما برای آینده خود که بسیار مهم است تفکر و برنامه ریزی می نمایید و این امری کاملا طبیعی است که احساس ترس داشته باشید. این زندگی شما است و باید آن را کاملا جدی بگیرید تا بتوانید به خوبی بر اهداف تمرکز نموده و برای آنها برنامه ریزی نمایید.
ماه ششم: بر روی نقاط تمرکز کار کنید
این نکته را توجه داشته باشید که یک برنامه کلی، تهاجمی و شلوغ می توانند بیش از حد خسته کننده باشد و دلسردی و در نهایت عدم موفقیت را برای شما رقم بزند و بالاخره روزی برنامه توسعه فردی را رها خواهید کرد. از این رو شما باید روی نقاط تمرکز و مسائل مهم برنامه کار کنید. رشته هایی را انتخاب کنید که واقعا بیش از همه به آنها علاقمند هستید. بدین ترتیب روند توسه برنامه فردی شما نیز سریع تر پیش خواهد رفت.
ماه هفتم: اولویت بندی اهداف
در این ماه شما باید تمام مراحل قبلی را که در دستیابی به اهداف بزرگتر شما کمک می کنند در نظر بگیرید و تنها کاری که باید در این راستا انجام دهید این است که اهداف خود را اولویت بندی کنید و انسان مثبت اندیشی باشید. به خاطر داشته باشید که شما نمی توانید در آنِ واحد به تمامی این اهداف برسید و در این صورت محکوم به شکست خواهید بود.
در چک لیست برنامه توسعه فردی اول باید اهداف کوچک خود را تعیین کنید و منتظر اتفاقات بزرگ باشید. برای مثال شما می خواهید روزی به عنوان یک مدرس ارشد در دانشگاه تدریس کنید. در مرحله اول شما یابد مدرک دکترا داشته باشید. پس این یک هدف بزرگ بوده که خود شامل زیر مجموعه هایی می شود مانند:
- کسب اطلاعات در مورد مراحل درخواست دکترا
- یافتن یک دانشگاه مناسب
- تأمین بودجه
- یافتن دوره های تحصیلی برای درخواست دانشگاه مورد نظر
- نوشتن و ارسال درخواست دکترا.
ماه هشتم: کشف و بررسی روش های تمرین
مطالعات نشان داده اند که استعداد زاده نمی شود بلکه از طریق تمرین حاصل می شود. زمانی که شما زمینه های برنامه توسعه فردی و سازمانی را در چک لیست گماشتید حال نوبت به تعیین روش های تمرینی می رسد.
این روش های توسعه فردی اقداماتی هستند که شما باید برای توسعه در این مسیر و رسیدن به اهداف دائما انجام دهید. برای مثال اگر می خواهید نوشتن خود را بهبود بخشید باید حداقل روزانه هزار کلمه بنویسید. یا آیا می خواهید گیتار زدن را یاد بگیرید؟ پس باید حداقل پانزده دقیقه در روز تمرین داشته باشید.
ممکن است در ابتدا ندانید که چه شیوه هایی تمرینی را دنبال نمایید. از این رو می توانید موضوعات مختلف را از طریق کتاب توسعه فردی و یا مقالات مورد بررسی قرار دهید. این مسئله در انتخاب شیوه های تمرینی به شما کمک شایانی می نماید.
ماه نهم: شناختن فرصت ها و تهدیدها
در مسیری که گام برداشته اید ممکن است اتفاقات خاصی رخ دهند و اگر جلوی آنها را نگیرید مانع از رسیدن به اهدافتان شده یا شما را در این مسیر به تأخیر می اندازند. این اتفاقات تهدیدات توسعه فردی هستند. برای مثال کمبود انگیزه می تواند برای درخواست دکترا بسیار مضر باشد. شما می توانید با بکارگیری یک سری روش ها انگیزه کافی را برای رسیدن به هدف ایده آل خود در درون خود ایجاد نمایید.
مسئله دیگر فرصت ها هستند. مواردی که می توانید برای اتصال بیشتر در این مسیر از آنها بهره ببرید. برای مثال اگر کنفرانسی برای شما پیش آمد حتما در آن شرکت کرده و اطلاعات خود را افزایش دهید.
ماه دهم: توسعه خویشتن
اگر ایده ای به ذهن شما برای توسعه فردی رسید حتما از آن استفاده کنید. از تمام فرصت های خود کاملا بهره ببرید. داشتن یک برنامه عملی به کمک برنامه ریزی روزانه می تواند در این راستا برای شما موفر باشد. سعی کنید با کم کردن هزینه ها این برنامه عملی را ارتقا بخشیده و انگیزه بیشتری کسب نمایید.
ماه یازدهم: استفاده از شبکه پشتیبانی
مورد بعدی که باید در ماه یازدهم و چک لیست برنامه توسعه فردی مد نظر داشته باشید بهره گیری از شبکه پشتیبانی است. لازم نیست که در این مدت دوازده ماهه تمامی کارها را خودتان انجام دهید. شبکه پشتیبانی یک دارایی ارزشمند بوده و می توانید در این مسیر از آن کمک بگیرید. در برنامه خود نام افرادی را که می توانند به شما کمک کنند یادداشت نمایید. افرادی چون یک مشاور مالی، یک دوست یا یک همکار.
ماه دوازدهم: سنجش پیشرفت
اهداف شما چه کوچک و چه بزرگ باشند حال وقت آن رسیده است که زمانی را برای تأمل در مورد آنچه کسب نموده اید بگذارید. صرفا نباید به مواردی که در یازده ماه گذشته مانع از پیشرفت مطلوب شما بوده است فکر کنید در واقع باید تا می توانید انگیزه به دست آورده و مهارت و دانش بیشتری کشب نمایید. کافی است که به خوبی روی برنامه توسعه فردی تمرکز نموده و مجددا کنترل تمامی کارها را به دست بگیرید.
آیا چک لیست توسعه فردی برای همه افراد جواب میدهد؟
از قدیم گفتهاند: «سنگ بزرگ نشانهی نزدن است!»، بنابراین کسی که هرگز از هیچ برنامه رشد فردی استفاده نکرده، با ایجاد یک چک لیست توسعه فردی یکساله، بار بزرگی را بر روی دوش خود قرار میدهد که به احتمال زیاد از پس آن برنمیآید. عمل کردن به یک چک لیست ۱۲ ماهه توسعه فردی، به توانایی، اراده یا پشتکار مربوط نمیشود.
چراکه قبل از هرچیز، فرد باید اهمیت رشد فردی را درک کند و بداند که برای چه چیز میخواهد از چنین چک لیستهایی تبعیت کند. بنابراین اگر شما سابقه شرکت در برنامهها و دورههای رشد فردی را داشتهاید و این توانایی را در خود میبینید که به یکباره به سراغ یک برنامه بلندمدت یکساله بروید، از چک لیست توسعه فردی ۱۲ ماههای که عنوان کردیم، استفاده کنید.
در غیر اینصورت، اگر به تازگی با این موضوع آشنا شدهاید یا به هر دلیل فکر میکنید که از پس برنامههای طولانی برنمیآیید، از یک برنامه کوتاه روزانه استفاده کنید که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.
هیچکس نمیتواند یک هندوانه درسته را یکجا بخورد، اما وقتی هندوانه را تکهتکه میکنیم، حتی بچههای کوچک هم میتوانند آن را بخورند.
چک لیست توسعه فردی روزانه، دقیقاً به همین صورت عمل میکند و مسیر رسیدن به یک آرمان فردی بزرگ را برای ما تبدیل به قدمهای کوچکی میکند که هر روز میتوانیم یک قدم آن را پشت سر بگذاریم. آنگاه پس از مدتی به خود میآییم و میبینم که چقدر راحت قسمت اعظمی از مسیر رشد فردیمان را طی کردهایم.
هر انسانی به طور متوسط، ۱۶ ساعت در روز بیدار است و میتواند یک سری کارهای مشخص را در این ساعات به انجام برساند. بهتر است زیاد به خود سخت نگیرید و تنها سه کار را در چکلیست روزانهتان قرار دهید. این سه مورد به قرار زیر هستند:
- ۸ ساعت خواب
گفتیم که ۱۶ ساعت برای انجام کارهایمان وقت داریم؛ ما زمانی میتوانیم بالاترین بهره را از این زمان ببریم که ۸ ساعت در شب خوابیده باشیم. اگر خواب ما ناکافی یا نامنظم باشد، از اثر مثبت دوپامین محروم می شویم و بازدهی ما در طول روز، پایین خواهد بود.
برخیها خواب را یک مقوله رد شده میدانند و آرزو میکنند که ای کاش هرگز نمیخوابیدیم. اما باید بدانید که خواب یک بخش جدانشدنی از زندگی موجودات زنده است و میتواند به زندگی آنها نظم و آرامش ببخشد. بنابراین اگر خواب شما ناکافی یا نامنظم است، سعی کنید در ابتدا، سیستم خواب کافی را برای خود ایجاد کنید.
شاید بگویید که ما خوابمان نمیبرد یا دوست داریم شبها بیدار بمانیم. ما به شما حق میدهیم، چراکه انسانها تیپهای شخصیتی متفاوتی دارند که این تفاوت بر زمان خواب آنها نیز تأثیر میگذارد، اما ۸ ساعت خواب برای تمام انسانها ضروری است، پس در هر زمان از شبانهروز، باید ۸ ساعت را به خواب اختصاص دهید (برای اینکه بدانید بهترین زمان خوابیدن شما در چه ساعتی از شبانه روز است، به تست کرونوتایپ مراجعه کنید)
- ۱۰ الی ۳۰ دقیقه مطالعه
مطالعه یکی از مهمترین بخشهای چک لیست توسعه فردی است که بدون آن، نمیتوان به برنامهها پایبند ماند. بنابراین بهتر است حتماً هر روز ۳۰ دقیقه مطالعه کنید. البته مطالعه شما نباید برای کتابهای داستانی یا روزنامهها باشد؛ بلکه باید کتابها یا متونی را برای خواندن انتخاب کنید که مستقیماً به موضوع رشد فردی مربوط باشند.
در گذشته، کتابهای توسعه فردی تنها به نویسندگان خارجی اختصاص داشتند، اما خوشبختانه در حال حاضر اساتید بهنامی در کشورمان وجود دارند که کتابهای خوبی در زمینه خودیاری نوشتهاند. شما میتوانید با یک گشت ساده در سایت یا اپلیکیشن کتابراه و فیدیبو، این کتابها را پیدا کنید. ممکن است نیم ساعت مطالعه در روز برایتان سخت باشد، پس در روزهای اول، فقط ۱۰ دقیقه کتاب بخوانید و سپس این زمان را رفتهرفته به نیم ساعت برسانید.
نکته تکمیلی که لازم میدانیم عنوان کنیم، این است که تمام کتابها برای خواندن مناسب نیستند، به خصوص برخی از کتابهای قدیمی که در رابطه با رشد شخصی نوشته شدهاند، در حال حاضر قابل استناد نیستند. بنابراین با وسواس بیشتر کتابهای خود را انتخاب کرده و قبل از خرید یا دانلود کتاب، در مورد آن تحقیق کنید. اگر کتابهای خود را از کتابراه یا فیدیبو دانلود میکنید، حتماً کامنتهایی که در رابطه با آنها نوشته شدهاند را بخوانید.
- ۱۰ الی ۳۰ دقیقه نرمش
نرمشهای روزانه تنها برای سلامتی جسم نیست، شاید برایتان جالب باشید، اما نرمش به صورت مستقیم بر سلامت روان، شادزیستی و رهایی از افسردگی تأثیر گذاشته و موجب ترشح سروتونین که یک مادهی انرژیزا در بدن است، میشود. ما از شما نمیخواهیم که در این چک لیست توسعه فردی روزانه، به سراغ ورزشهای حرفهای و سخت بروید، حتی به شما توصیه نمیکنیم که بدوید. ما فقط از شما میخواهیم که چند حرکت نرمشی و کششی راحت را انجام دهید.
این مورد را نیز ابتدا با ۱۰ دقیقه شروع کرده و سپس زمان انجام آن را به نیم ساعت برسانید. دوچرخه سواری هم میتواند بسته به سلیقه شما در این چک لیست توسعه فردی قرار داشته باشد. هر زمان توانستید نرمش روزانه را به بخش جداییناپذیری از زندگی خود تبدیل کنید، آنگاه با توجه به اهداف و برنامههایی که برای آیندتان دارید، میتوانید ورزشهای سنگین و حرفهای مانند شنا، بدنسازی، قایقسواری، صخرهنوردی و … را نیز دنبال کنید.
دو نکته طلایی در اجرای موارد چکلیستها
در نظر داشته باشید که با شروع فعالیت براساس یک چک لیست توسعه فردی روزانه، اینکه برخی از روزها، یادتان برود تا هریک از سه مورد موجود در این چکلیست را انجام دهید، یک موضوع کاملاً طبیعی است. پس اصلاً به خود سخت نگیرید و اگر یک روز از برنامهتان عقب ماندید، از اول شروع کنید. پس در اجرای برنامهتان، انعطافپذیر باشید!
همچنین در صورتی که وقت کافی داشته و این چکلیست را در زندگیتان نهادینه کرده باشید، میتوانید فعالیتهای دیگری مانند رلکسیشن، یادگیری مهارتهای تازه، رعایت یک رژیم غذایی سالم، شرکت در برنامههای اجتماعی خیرخواهانه و … را نیز به فعالیتهای روزانهتان اضافه کنید.
اما در ابتدا نباید، بیشتر از سه موردی که نام بردیم در چک لیست توسعه فردیتان وجود داشته باشد، چراکه ابتدا باید یاد بگیرید با این چکلیست پیش بروید و کاملاً با آن راحت باشید، سپس برنامههای بیشتری را به آن اضافه کنید.
لیست مهارت های فردی
بعد از اینکه این چکلیست را مشاهده کردید و متوجه شدید که توسعه فردی چیست و چه کاربردی دارد، نوبت به آن میرسد تا لیست مهارت های فردی را نیز مطالعه فرمایید. همانطور که میدانید، این مهارتها تأثیر بسیار زیادی بر موفقیت شخص در زندگی شخصی و حرفهای او دارد. در ادامه، برخی از مهمترین مواردی که برای توسعه مهارت های فردی اهمیت دارد را در این بخش مشاهده خواهید کرد.
مهارت ارتباطات اجتماعی
یکی از مهمترین مهارت های توسعه فردی این است که بتوانید بهراحتی با سایر افراد در اجتماع رابطه برقرار کنید. بهطورکلی، تعاملات اجتماعی نقش بسزایی در موفقیت و رشد توسعه شخصیت شما خواهد شد. زیرا شما در هر شغلی که بخواهید شروع بکار کنید، نیاز به ارتباط درست با اشخاص دارید. البته لازم به ذکر است که این ارتباط میتواند به هر شکلی انجام گیرد. ارتباطات اجتماعی، شامل مهارتهایی مانند خوب حرف زدن، خوب گوش کردن، حفظ زبان بدن و پرسیدن سؤالات متفاوت میشود.
مهارتهای بینفردی
یکی دیگر از مواردی که در لیست مهارت های فردی قرار میگیرد، داشتن مهارتهای بینفردی میباشد. این مهارتها یکی از مهمترین ویژگیهایی است که هنگام استخدام کارکنان یک شرکت به آن توجه میکنند. ازاینرو، سعی کنید که این مهارت را در خود تقویت کنید تا بتوانید با همکاران خود ارتباط بینفردی خوبی برقرار کنید.
رهبری
نقشه راه توسعه فردی نشان میدهد که اگر شخصی مهارتهای رهبری کافی داشته باشد، شانس بیشتری در یافتن شغل مناسب خود را دارد. زیرا این ویژگی موجب میشود که فرد بیشتر از سایر افراد مسئولیتپذیر باشد و توانایی کنترل کردن و رهبری یک پروژه کاری را داشته باشد. یکی از مهمترین لیست مهارت های فردی در رهبری، این است که بتوانید در شرایط سخت، موقعیت خود را حفظ کرده و حتی به سایر اعضای گروه خود روحیه و انگیزه دهید. شما باید تمام افراد تیم خود را شناخته و با هرکس متناسب با شخصیت وی رفتار کنید.
مدیریت بحران
یکی دیگر از مهارتهایی که برای رشد و توسعه فردی از اهمیت بالایی برخوردار است، مدیریت بحران میباشد. شما باید این توانایی را داشته باشید که در صورت بروز هرگونه مشکل، مسائل خود را حل کنید. این امر موجب میشود که کارفرمایان اعتماد بیشتری به شما داشته باشند و بتوانند هر کاری را به شما بسپارند. قدرت مدیریت بحران، کنترل شرایط، قدرت استدلال و اعتمادبهنفس، از مهمترین موضوعات در لیست مهارت های فردی شناخته میشوند که نقش بسزایی در موفقیت شما در کسبوکار خود دارد.
سازگاری
یکی دیگر از مهارتهایی که بر موفقیت شما تأثیر زیادی میگذارد، داشتن سازگاری زیاد با هر شرایطی است. اگر شما بتوانید خود را به شرایط سخت و آسان وفق دهید، هم خود شما راحتتر خواهید بود و هم کارفرما اشتیاق بیشتری به جذب و استخدام شما دارد. گاهی اوقات، شرایطی پیش میآید که مجبور شوید برخی کارهای خارج از وظایف روزمره خود انجام دهید. در این موقعیت است که نقش انعطافپذیری جلوه بیشتری میکند.
اعتمادبهنفس
همانطور که میدانید و پیشازاین نیز گفتیم، اعتمادبهنفس را میتوان یکی از مهمترین موارد لیست مهارت های فردی نام برد. احتمالاً شما نیز از این امر آگاه هستید که داشتن اعتماد به نقش، موجب میشود فرد انگیزه بیشتری برای انجام کارهای حرفهای خود داشته باشد. درنتیجه، وی میتواند به سایر همگروهیهای خود نیز روحیه دهد و بهطورکلی، این قابلیت را دارد که سایر اعضای تیم و حتی کارفرمایان به او اعتماد کنند. حتی میتوان گفت که اگر شما اعتمادبهنفس داشته باشید، میتوانید روابط خود با سایر افراد را نیز بهبود ببخشید.
سخن پایانی
موفقیت اصلی از یک برنامهی کوچک اما منظم آغاز میشود. اگر شما بتوانید در انجام فعالیتهای چک لیست توسعه فردی روزانه خود به خوبی عمل کنید، در نهایت آمادگی کافی برای نوشتن اهداف بلندمدتتر هفتگی، ماهانه، یکساله یا حتی چندساله را خواهید داشت. اما این مهم زمانی محقق میشود که موفقیت در انجام کارهای کوچک روزانه را کوچک نشمارید و هر روز که موارد موجود در لیستتان را به اتمام رساندید، به خود تبریک بگویید.
آنگاه خواهید توانست به چک لیست ۱۲ ماهه توسعه فردی نیز بپیوندید. اگر کتابها و منابع صحیحی را برای توسعه فردیتان دنبال کنید، کل مسیر پیشرفتتان، برای شما مشخص خواهد شد. چراکه تنها آگاهی میتواند به تحقق زندگی ایدهآلتان کمک کند.
این برنامه ۱۲ ماهه چک لیست توسعه فردی به عنوان نقشه راه توسعه فردی به شما کمک می نماید تا به اهداف مهم زندگی خود به راحتی دست یابید. در واقع این چک لیست یک متد بسیار قدرتمند برای ارزیابی زندگی شما است و آنچه را که واقعا برای شما اهمیت دارد تعریف می نماید.
بدین ترتیب شما می توانید در مورد اهدافی که برای شما بیشتر در زندگی اهمیت دارند شفاف تر شوید و برای دستیابی به آنها و یک برنامه توسعه فردی قدرتمند استراتژی های واقع بینانه ای خلق نمایید.
